{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر از دوریت خرد و خمیرم نازنین

آنقدر از دوریت خرد و خمیرم نازنین
می‌کند آخر غم عشق تو پیرم نازنین!

زودتر برگرد و از داغت رهایم کن که من
سالها در آتش قهرت اسیرم نازنین!

رعد و برقی باش و امشب بر دلم باران ببخش
من پیامِ شوره‌زاری در کویرم، نازنین!

ای تمامیِ‌ غزل! گاهی نگاهی کن که من
شاعری را باز هم از سر بگیرم، نازنین!

مهربانی کن دوباره باش و دستم را بگیر
از تمام مردم این شهر، سیرم، نازنین!
آرزو دارم میان گریه‌ای از جنس عشق
تا به روی شانه‌های تو بمیرم، نازنین!
دیدگاه ها (۲)

آنقدر از دوریت خرد و خمیرم نازنینمی‌کند آخر غم عشق تو پیرم ن...

رعد و برقی باش و امشب بر دلم باران ببخشمن پیامِ شوره‌زاری در...

اینگونه که من در تله ی عشق تو گیرماینگونه که زنجیر و گرفتار ...

اینگونه که من در تله ی عشق تو گیرماینگونه که زنجیر و گرفتار ...

اکنون که در دام دو ابرویت اسیرم کاری نکن از هجر چشمانت بمیرم...

اکنون که در دام دو ابرویت اسیرم کاری نکن از هجر چشمانت بمیرم...

اکنون که در دام دو ابرویت اسیرم کاری نکن از هجر چشمانت بمیرم...

نمی دانی..... .........اینجا...... چه دردی میکشم..... وقتی ب...

نمی دانی..... .........اینجا...... چه دردی میکشم..... وقتی ب...

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ایبلبلی سردرگریبان، گوشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط