{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤مخصوص شیومین لاورا❤

❤مخصوص شیومین لاورا❤

توی جنگل گم شدی
ساعت هاست که توی جنگل بدون حتی یه قطره آب راه میری...
هواتاریک شده که به لب جاده می رسی
زانوهات خم میشن و به ته جاده بی انتها خیره میشی
جاده ی خلوت ... نور ماه که روی آسفالت کدر انعکاس پیدا کرده
از دور دو تا نور ضعیفو می بینی
هی نزدیک و نزدیک و نزدیک تر میشه...
به اتومبیلی که از دور بهت نزدیک میشه خیره میشی
توی چند قدمیت سرعتش کم و کم تر میشه و می ایسته
لبخند کمرنگی روی لبت میشینه و قبل از اینکه از هوش بری تنها توی ذهنت می گذره که شاید نجات پیدا کردی...
و یک هفته از اون ماجرا می گذره...توی کافه انتهای خیابون پشت یه میز دو نفره نشستی...فنجون قهوتو مزه مزه می کنی و به پسر رو به روت خیره شدی...آروم...انگشتاش...کلاویه ها... و‌موسیقی ای که توی کافه میپیچه...احساس مستی می کنی.
پسر پا میشه و با قدمهاش به سمتت میاد.
دستتو‌روی میز میگیره و مقابلت میشینه.
طعم تلخ قهوه و لمس نوازش انگشتاش روی پوستت.لبخند میزنی و آروم زمزمه می کنی:دوستت دارم شیو...
لبهای زیبایش به خنده ی گرم و با نمک تزیین میشه:همیشه می گی.
می خندی:چون همیشه دارم.
می خنده و پلک میزنه:منم دارم....همیشه دوستت دارم
#exo_xiumin
#xiumin
دیدگاه ها (۵)

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۱ هر روز ساعت ۴ عصر می‌رفتم همون...

سورا و رین

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

عکاسا یه چیزی دارن به اسم ISO؛ میزان حساسیت سنسور دوربین به ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_15نکنه کاری کردن؟نکنه علاقه ...

چند پارتی

پارت ۱: نفوذ به جهنمبارونِ شدیدی به شیشه‌هایِ بخارگرفته‌یِ ا...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.57(روایت از زبان ا.ت)صب...

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑼𝑹 P ¹وارد کافه شد ."بالاخره "مثل همیشه خبرنگار‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط