•//روزے ڪہ •• طُ ••رو دیـدمـ {😻 🍃 }

•//روزے ڪہ •• طُ ••رو دیـدمـ {😻 🍃 }
•//یہ روزِ عـآدے بـود{📆 🙌 🏼 }
•//امـآ از اونـ روز بہ بعـد{👀 🙋 🏻 }
•//دیگہ روزآ عـآدے نبـود{😋 🍟 }
دیدگاه ها (۱)

از اون روز به بعد میتونستم حرف بزنم و یه سال از اون قضیه گذش...

Cold melody part 8ساعاتی که بعد از اون اتفاقِ فاجعه‌بار گذشت...

بدون منپارت ۳تو اون چند ساعت دوست پسر رزی داشت از نگرانی میم...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

*🍓 𓂃 ࣪˖ ִֶָ✨️اما آخرش لبخند زد و گفت:- دلم می‌خواد آدمایی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط