#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚
𝗽𝗮𝗿𝘁 14

«همیشه آن چرا که میخوانی درست نیست»

که یهو اتیلدا با صورت جدی برگشت
به صورت جونگکوک نگاه کرد
و ناگهان متوجه چیزی شدم
{اون مرد}
جونگکوک چیزی نگفت
{همون مردی که امشب دیدیم}
یونگی آهسته گفت:
{بله}
{اون کسیه که کشته شده؟}
جونگکوک سرش را پایین انداخت
{اره..}
چند ثانیه طول کشید تا معنی حرفش را بفهمم
بعد به آرامی پرسیدم:
{پس... امشب چه کسی رو دیدیم؟}
هیچ‌ کس جواب نداد
نگاهم بین آن دو جابه‌ جا شد
{جونگکوک..}
این بار صدایم لرزید
{چه کسی رو دیدیم؟}
جونگکوک به من نگاه کرد
و برای اولین بار...
چیزی در چشمانش دیدم که از ترس هم بدتر بود
پشیمانی
{ما نمیدونیم}
در همان لحظه، گوشی یونگی زنگ خورد
هر سه‌ مان از جا پریدیم
یونگی به صفحه ی گوشی نگاه کرد
چهره اش تغییر کرد
{کیه؟}
جواب نداد
فقط گوشی را به سمت ما گرفت
شماره ناشناس بود
تماس را جواب داد
چند ثانیه هیچ‌ کس حرف نزد
بعد صدایی از آن طرف خط اومد
صدایی آرام
صدایی که من میشناختم
صدای همان مرد
{شما نباید از خانه فرار میکردید}
یونگی رنگش پرید
من به جونگکوک نگاه کردم
صدای مرد ادامه داد:
{چون حالا...}
مکث کرد
و بعد گفت:
{دیگه هیچ‌ کدومتون نمیتونید فرار کنید}
تماس قطع شد
و درست همان لحظه...
درِ مدرسه پشت سرمان باز شد
آرام
خیلی آرام
هر سه‌ مان برگشتیم
در تاریکی ورودی مدرسه...
یک نفر ایستاده بود
و در دستش...
عکس دیگری بود
عکس من
چند ثانیه هیچ‌ کس حرکت نکرد
حتی نفس کشیدن هم یادم رفته بود
عکس را از فاصله‌ی دور نمی‌ توانستم ببینم
اما میدانستم
میدانستم آن عکس من است
چون...
... 🦖⚧

مرسی از حمایت هاتون از این فیک واقعا ارزش داره حمایت بشهه همینطور ادامه بدید
و اینکه اگه میخواید بگید که از فیک تهکوک خوشتون نمیاد و منم دیگه نمینویسمش و معذرت میخوام که پارت ۲۰ انقد بد بود اصلا نباید از اول مینوشتم
مرسی و ببخشید
دیدگاه ها (۳۵)

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 31من این نامه رو برای خودم نوشته...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 23پشت عکس با خطی آشنا نوشته شده ...

مافیای من — قسمت ۲۰حقیقتی که نباید می‌فهمیدات همان‌جا ایستاد...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚2 𝗽𝗮𝗿𝘁 ²--ویو: جونگکوکجونگکوک:{فعلا به...

𓆩 پارت ۴۲ 𓆪 🖤🥀ات چند ثانیه فقط به عکس خیره ماند.— این... منم...

فیک تهکوک وارث زار

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:16[۶:۱۸am,نیویورک]چشمانش دیگر خوابی ندا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_17فصل نهم | هیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط