تک پارتی(درخواستی)

#تک_پارتی
#هان
#درخواستی

ما عضو نهم نیستیم مثلا اسپانسر یا مدیر برنامه هاشونیم و سنمونم کمه دیگه چون خیلی باهوش بودیم تو سن کم افتخارات زیادی داشتیم و بایسمون هانه و با کلی ذوق که نباید نشونش میدادیم چون باید حفظ ظاهر میکردیم میریم تا اعضا و مخصوصا هانو ببینیم که یهو بخاطر یه اتفاق هان از ما متنفر میشه که تقصیر کا نبوده و بعد یه مدت که کامل علاقمونو به هان از دست میدیدم تازه هان میفهمه که اشتباه و شده و دیگه هم دیر شده بود فقط میخوام آخرش گریه در بیاره

تو از اون نابغه های جونی بودی که همه بهت افتخار می‌کردن و با سن کم کلی مدرک و افتخار داشتی بخاطر همین کمپانی تورو به عنوان مدیر برنامه جدید اعضا انتخاب کرده بود همه داشتن برات دست میزدن ولی تو فقط داشتی به هان فک می‌کردی همش هواست پیش هان بود بایست هان بود و سعی می‌کردی که توجه اش رو جلب کنی ولی نمیتونستی این ‌کار رو انجام بدی درواقع هان اصلا زیاد بهت توجه نمی کرد ولی وقتایی که باهات صحبت می‌کرد قلبت تند می‌زد میخواستی بهش اعتراف کنی ولی چون از واکنشش میترسیدی این کارو انجام ندادی که یسری شایعه ها پخش شد که تو با یکی از مدیر های بالاتر رابطه داشتی
هان شاید از بیرون باهات سرد بود اما درواقع دوست داشت و بعد اینکه این شایع رو شنید بهت گفت:فک نمی کردم برای بالا رفتن یه همچین کار هایی بکنی من بهت اعتماد داشتم

وبدون اینکه بهت فرست توضیح دادن بده رفت

اون شب گریه نکردی چون باید حرفه ای می‌بودی
هان کم کم متوجه یه چیزی شده بود اینکه دیگه مثل قبل یه شوخی هاش نمی خندی دیگه اون ات قبلی نیستی و اومد بهت گفت:هی بخاط اون روز ناراحتی عصبی بودم یه چیزی گفتم
و تو بهش گفتی:چیزی نیست فقط حرفه ای بمون🙂
اون لحظه هان برای اولین بار حس کرد یه چیزی رو واقعا از دست داده
یه ماه بعد قرار داد تموم شد و روز آخر فقط یه پیام برای گروه گذاشتی و توش نوشته بودی:ممنون از همه لحظه ها امیدوارم همیشه بدرخشید
تو چشم همی اعضا اشک حلقه زده بود و ناراحت بودن جز هان اون حتی باهات خداحافظی هم نکرده بود
اما وقتی فهمید رفتی تا دم در کمپانی دوید دیر شده بود و فقط صدای خودش توی فضای خالی پیچید
رفت توی استودیو نشست و جلوی بقیه گریه کرد تنها چیزی که تو ذهنش می‌پیچید همون جمله آخر تو بود<<حرفه‌ای بمونیم>>
اون حالا نه دیگه حرفه ای بود نه تویی بودی نه فرصتی برای درست کردنش

میدونم ریدم🗿
دیدگاه ها (۱۰)

#هان #چند پارتی وقتی میخواد بره سربازی ....ویو هان :داشتی از...

خیلی خوبه که یه نفر رو داشته باشي که تمام جزئیاتت رو بدونه،ن...

پارت ۳۴

#میکاپ_آرتیست_من

dark life = 33

‏🐥 [۲۱:۰۷ تا ۲۱:۰۸ به وقت کره]استی، سلام~امروزت رو خوب گذرون...

پارت ۱۹۷

خون و عشق 💘 پارت یازدهمهان هنوز کف خیابون نشسته بودآمبولانس ...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط