{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮

Part 26

آن شب، ویولت و هوسوک در مهمان‌خانه‌ی سلطنتی شهر اقامت کردند.

بعد از شام، ویولت برای کمی هوا خوردن به حیاط رفت.

هوسوک هم کمی بعد از ساختمان بیرون آمد.

+: شما هم اومدید هوا بخورید؟

- آره.

ویولت روی نیمکت نشست.

+: فردا قراره چه کار کنید؟

هوسوک: - با مسئول‌های شهر جلسه دارم.

+: منم باید بیام؟

- نه.

ویولت با خیال راحت گفت:

+: پس فردا رو برای خودم دارم!

هوسوک نگاهش کرد.

- فقط از محدوده‌ی مهمان‌خانه خارج نشو.

ویولت اخم کرد.

+: دوباره شروع شد؟

- چی؟

+: دستور دادن.

هوسوک آرام گفت:

- اینجا رو نمی‌شناسی. فقط احتیاطه.

ویولت چیزی نگفت.

چند لحظه بعد، صدای خنده‌ی چند کودک از آن طرف حیاط آمد.

ویولت لبخند زد و به سمتشان نگاه کرد.

یکی از بچه‌ها توپش را به سمت ویولت انداخت.

ویولت توپ را برداشت و به سمتشان برگشت.

+: بگیرید!

بچه‌ها خندیدند.

هوسوک از دور نگاهش می‌کرد.

کایان که تازه به حیاط آمده بود، کنار هوسوک ایستاد.

کایان: - خوش می‌گذره؟

هوسوک: - چی؟

کایان: - داری به ویولت نگاه می‌کنی.

هوسوک فوراً نگاهش را برگرداند.

- حواسم به محیط بود.

کایان خندید.

کایان: - معلومه.

هوسوک اخم کرد.

- زیادی حرف می‌زنی.

کایان: - باشه، چیزی نمی‌گم.

کمی بعد ویولت برگشت.

+: درباره‌ی چی حرف می‌زدید؟

کایان: - درباره‌ی اینکه هوسوک خیلی—

هوسوک سریع حرفش را قطع کرد.

- درباره‌ی جلسه‌ی فردا.

ویولت مشکوک نگاهشان کرد.

+: مطمئنم.

کایان لبخند زد.

کایان: - کاملاً.

ویولت نشست.

اما هوسوک برای اولین بار فهمید که حضور ویولت در کنارش...

دیگر مثل روزهای اول برایش عادی نبود.


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط