{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش و آب و آبرو با هم

آتش و آب و آبرو با هم
هر سه گشتند در سفر همراه.

عهد کردند هر یکی گم شد
با نشانی ز خود شود پیدا

گفت آتش به هر کجا دود است
میتوان یافتن مرا آنجا

آب گفتا نشان من پیداست
هر کجا باغ هست و سبزه بیا

آبرو رفت و گوشه ای بگرفت
گریه سر داد گریه ای جانکاه

آتش آن حال دید و حیران شد
آب در لرزه شد ز سر تا پا

گفتش آتش که گریه ی تو ز چیست
آب گفتا بگو نشانه چو ما

آبرو لحظه ای به خویش آمد
دیدگان پاک کرد و کرد نگاه

گفت محکم مرا نگه دارید
گر شوم گُم نمیشوم پیدا

«رهی معیری»


پ.ن: هیچوقت ابروی کسی رو نبرید
دیدگاه ها (۱)

کودکان به طور متوسط ۲۰۰ بار در روز لبخند می‌زنند، زنان ۶۲ با...

اهمیت نمیدم که چقدر زیبایی...اگر شخصیتت زشته، خودتم زشتی!

عید تموم شد

📽 دانلود رایگان فیلم روزگار مجنون https://2ad.ir/Vd8Tj8

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

نمیبخشمت p.22

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط