هنر جادویی عشق پارت ۲۰
بعد از چند لحظه با صدای تهیونگ سرم رو بالا اوردم
&چطور بود?
+چی?......اممم خوب بود قشنگ میرقصی!
+راستی گلت آمادس فقط یه روبان لازم دارم ولی همراهم نیوردم!
&موهات!
+چی?
روبان موهات!
+اه........اره فکر خوبیه
خب اماده شد!
+بفرما
&وای خیلی قشنگه
ممنون!
+قابلی نداشت!
.
.
.
.
.
.
لونا:
بعد از این که نباشیم تموم شد
کاملا ناامیدانه به سمت خوابگاه راه افتادم
اخه بازم نتونستم درخشنده هام رو خلق کنم
ولی من باید به حرف مادرم عمل کنم و یه هنرمند جادویی بشم
پس بازم باید تلاش کنم!
رفتم خوابگاه و یه دوش ۱ ساعته گرفتم
موهامو خشک کردم و یه مدل ساده بهشون دادم، لباسم رو پوشیدم و به سمت شورای دانشجویی حرکت کردم!
(عکس لباس و مدل موهاش رو میزارم)
وقتی رسیدم جنتا تقه به در زدم و بعد از شنیدنی صدای جونگکوک در رو باز کردم
#:بفرمائید!
=سلام
=جونگکوک?
=جناب جئون!?
=جنگکوک شییییییی!(با داد)
#:اه بله معذرت میخوام.......سلام....امممم
=امممم?
#:اه...بشین!
=باشه
.
.
.
.
جونگکوک:
#:با دیدنش تو اون تیپ خیلی شگفت زده شدم!
نمیدونستم نگاهم ازش بگیرم!
با دادی ک زد به خودم اومدم!
.
.
.
.
#:خب راستش من با بقیه ی اعضای شورا ک قبلا دیدیدشون صحبت کردم و قبول کردن ک ت بیای و عضو شورا بشی و....
=وایییییی ممنونم .....و?
#:و باید بگم ک نیا شی و حنا شی هم عضو شدند
=جااانمممممم???????
#:اخ کر شدم چرا جیغ میکشی?
=ببخشید اخه بهم نگفتند!
#:اهان
#:ااامممم.......خب من دیگه میرسم!...بای جونگکوکی!
#:راستی فردا جلسه داریم من یادم رفت به حنا شی و نیا شی بگم ت بگو!
=باشه! فعلا...
#:فعلا
.
.
.
.=خب نیا خانم و حنا خانم دارم برات!
*تو خوابگاه*
=حنااااااا(با داد)
$مرررگگگگ چته????
=بیشعورا شما ها رفتید عضو شورای دانشجویی شدید اونوقت به من نگفتید??!
$حالا ک میدونی!
=بیشعورا خب منم عضو شدم!
+عهههه ت بخاطر کی?
$نیا ببند
=ت هم گ عضو شدی نیا خانم!
$جااانممممممم???
$نکبت به من نگفتی???!!!
=هه...
+عهههه خب تهیونگ پیشنهاد داد منم قبول کردم!
$=عههههههههه باشه ماهم خریم!
$=هرچی میگم نگو!
$=عهعععع
+خب بسه دیگه!
=راستی فردا جلسه هست!
$+واااایی حالا چی بپوشم?!
=راس میگیدا چی بپوشم?
$بیاید لباس ست هایی ک تازه خریدیم رو بپوشیم!
+=یسسسس
=فقط من ساعت جلسه رو نپرسیدم!
+من از تهیونگ میپرسم!
$من از شوگا میپرسم!
(باهم گفتند!)
=خب چشمم روشن
خبریههه ن?
باشه دیگه ما غریبه شدیم!
باشه نیا خانم باشه حنا خانم داشتیم?ن داشتیم?
+$عهده خب ببخشید!
+ما فقط دوستیم دوستای معمولی!
$درسته
=باشه بابا
+هی لونا ت باید فردا موهای منو شنیون کنی(لونا شنیون خوب بلده)
=باشهههعع
$عهههه منم میخوام!
=باشه بابا من خوابم میاد شب بخیر
+الان عصره
=حالاااااا
فعلا
+$فعلا
=راستی......
ادامه دارد...
خیلی نوشتمااا دستانم نابود شد پس لطفا نظر بدین!
بای بیب!
&چطور بود?
+چی?......اممم خوب بود قشنگ میرقصی!
+راستی گلت آمادس فقط یه روبان لازم دارم ولی همراهم نیوردم!
&موهات!
+چی?
روبان موهات!
+اه........اره فکر خوبیه
خب اماده شد!
+بفرما
&وای خیلی قشنگه
ممنون!
+قابلی نداشت!
.
.
.
.
.
.
لونا:
بعد از این که نباشیم تموم شد
کاملا ناامیدانه به سمت خوابگاه راه افتادم
اخه بازم نتونستم درخشنده هام رو خلق کنم
ولی من باید به حرف مادرم عمل کنم و یه هنرمند جادویی بشم
پس بازم باید تلاش کنم!
رفتم خوابگاه و یه دوش ۱ ساعته گرفتم
موهامو خشک کردم و یه مدل ساده بهشون دادم، لباسم رو پوشیدم و به سمت شورای دانشجویی حرکت کردم!
(عکس لباس و مدل موهاش رو میزارم)
وقتی رسیدم جنتا تقه به در زدم و بعد از شنیدنی صدای جونگکوک در رو باز کردم
#:بفرمائید!
=سلام
=جونگکوک?
=جناب جئون!?
=جنگکوک شییییییی!(با داد)
#:اه بله معذرت میخوام.......سلام....امممم
=امممم?
#:اه...بشین!
=باشه
.
.
.
.
جونگکوک:
#:با دیدنش تو اون تیپ خیلی شگفت زده شدم!
نمیدونستم نگاهم ازش بگیرم!
با دادی ک زد به خودم اومدم!
.
.
.
.
#:خب راستش من با بقیه ی اعضای شورا ک قبلا دیدیدشون صحبت کردم و قبول کردن ک ت بیای و عضو شورا بشی و....
=وایییییی ممنونم .....و?
#:و باید بگم ک نیا شی و حنا شی هم عضو شدند
=جااانمممممم???????
#:اخ کر شدم چرا جیغ میکشی?
=ببخشید اخه بهم نگفتند!
#:اهان
#:ااامممم.......خب من دیگه میرسم!...بای جونگکوکی!
#:راستی فردا جلسه داریم من یادم رفت به حنا شی و نیا شی بگم ت بگو!
=باشه! فعلا...
#:فعلا
.
.
.
.=خب نیا خانم و حنا خانم دارم برات!
*تو خوابگاه*
=حنااااااا(با داد)
$مرررگگگگ چته????
=بیشعورا شما ها رفتید عضو شورای دانشجویی شدید اونوقت به من نگفتید??!
$حالا ک میدونی!
=بیشعورا خب منم عضو شدم!
+عهههه ت بخاطر کی?
$نیا ببند
=ت هم گ عضو شدی نیا خانم!
$جااانممممممم???
$نکبت به من نگفتی???!!!
=هه...
+عهههه خب تهیونگ پیشنهاد داد منم قبول کردم!
$=عههههههههه باشه ماهم خریم!
$=هرچی میگم نگو!
$=عهعععع
+خب بسه دیگه!
=راستی فردا جلسه هست!
$+واااایی حالا چی بپوشم?!
=راس میگیدا چی بپوشم?
$بیاید لباس ست هایی ک تازه خریدیم رو بپوشیم!
+=یسسسس
=فقط من ساعت جلسه رو نپرسیدم!
+من از تهیونگ میپرسم!
$من از شوگا میپرسم!
(باهم گفتند!)
=خب چشمم روشن
خبریههه ن?
باشه دیگه ما غریبه شدیم!
باشه نیا خانم باشه حنا خانم داشتیم?ن داشتیم?
+$عهده خب ببخشید!
+ما فقط دوستیم دوستای معمولی!
$درسته
=باشه بابا
+هی لونا ت باید فردا موهای منو شنیون کنی(لونا شنیون خوب بلده)
=باشهههعع
$عهههه منم میخوام!
=باشه بابا من خوابم میاد شب بخیر
+الان عصره
=حالاااااا
فعلا
+$فعلا
=راستی......
ادامه دارد...
خیلی نوشتمااا دستانم نابود شد پس لطفا نظر بدین!
بای بیب!
- ۳.۳k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط