یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

"یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل"
پارت 14
ولی فردا معلوم میشه
ولی اگر زنده بمونم
توی راه که داشتم میومدم رفتم یکم ویسکون خریدم و رفتم خونه
یکم غذا درست کردم و خوردم
و رفتم در حموم باز کردم
رفتم وان پر اب کردم برقار خامش کردم
عود روشن کردم و یک نور کم گذاشتم
بخار حموم و بوی عود باهم عالین
نوشیدنم کنار وان گذاشتم
یک پیانو گذاشتم و با لباسم رفتم توی وان
کم کم بخاطر سرمای زیاد بدنم مسوخت
سرمانی که شاید از قلبم و روحم میومد
تیغی همیشه جا ساز میکنم بر داشتم و گذاشتم زخم ها حال دلم رو به همه بگن
سوزشش بعد بریدن و امدن خون
درد جای زخم و بعدش اون حس ارامش روحم
هر وقت که این تیغ روی بدنم روحم ازاد میشه
و ارامش منو فرو میگیره
وقتی به زخم اب میخوره و سوزش ناگهانش و درد که هیچ وقت برام تکراری نمیشه
نفس عمیقی کشیدم و در بطری باز کردم و یکمشو سر کشیدم
گذاشتم که مزش توی دهنم بمونه و بعد سر کشیدمش
چشمام بستم و فکر کردم
به تمام حرف هآی امروز
به تکته اون کامات
به همه اون احساس ها
و به قوی بودن اون دختر
به گذشته تلخش که قویش کرده
به از دست دادن برادش
و به غمی که تو صداشته
و دست های گرمش که روحم نوازش میکنه
به لحن صداش که در ارامش غرقم میکنه
به حسی که در کلماتشه که بهم واقعت رو نشون میده
و به وجودش
و اون نگاه
حرف هاش جوری بودن که انگار نیاز داشت خودش بشنوه
نمیدونم ... ولی این دختر شده ..
همه فکر و زکرم
نمیخوام از دستش بدم
یا ولم کنه
چون کنارش
خود واقعمم
پس تلاشم میکنم
که کنار خودم نگهش دارم
و نمیزام که حتا کسی بهش اسیبی بزنه
ولی ... اگر اون از من متنفر باشه چی
اینطور زندگم نابود میشه
( هعیییی زندگی حرفی ندارم فقط حمایت).
دیدگاه ها (۲۲)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

KIM V

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

چند پارتی (درخواستی)

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

دیو و دلبر پارت ۱۹ عقب کشیدم و پامو سمت زن عمو زیور کشیدم دس...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

مافیای من

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط