ی روز میام جلوی دخترمون و بهش میگم فرشته کوچولو اون دستای

ی روز میام جلوی دخترمون و بهش میگم فرشته کوچولو اون دستایی ک الان تو با دستای کوچولوت میگیری اول تو دستای من بوده
اون صورتی ک الان تو بین دو تا دستت میگیری و روی ته ریششو بوس میکنی اول جای لبای من بوده 
اون سینه ای ک سرتو روش میزاری و خودتو لوس میکنی براش
جاییه ک من سرمو میزاشتم و آروم میشدم 
اونی ک تو بهش میگی بابایی کل زندگی مامانیه 
این آقا عشق منه
عمر منه
هیچوقت رو حرفش نه نیار نبینم بهش بی احترامی کنی هااااااااا
منو تو امیدِ بابایی هستیم هیچوقت عصبانیش نکنیا
آخه اگه اون نباشه 
دیگه مامانتم تو این دنیا نیست ......
دیدگاه ها (۳)

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:۲^ ...

عشقی حقیقی

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

ابلیس

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

فیک تهیونگ

پارت ۳۴خونه جین:یواش بزارش رو مبل جیهوپ جونگ کوک:خوبم بابا چ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹---سالن ساکت شد.همه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط