{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابوسعید را گفتند: کسى را مى شناسیم که مقام او آن چنان است

ابوسعید را گفتند: کسى را مى شناسیم که مقام او آن چنان است که بر روى آب راه مى رود . شیخ گفت : کار دشوارى نیست ؛ پرندگانى نیز باشند که بر روى آب پا مى نهند و راه مى روند.
گفتند: فلان کس در هوا مى پرد. گفت : مگسى نیز در هوا بپرد.
گفتند: فلان کس در یک لحظه ، از شهرى به شهرى مى رود . گفت : شیطان نیز در یک دم ، از شرق عالم به مغرب آن مى رود. این چنین چیزها، چندان مهم و قیمتى نیست . مرد آن باشد که در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد کند و با آنان در آمیزد و یک لحظه از خداى غافل نباشد.
افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند
در زندگی تمامی حرفها و نکته ها گفته شده اند فقط گوشی میخواهد که سوراخ داشته باشد تا بتواند آنهار ا بشنود
دیدگاه ها (۴)

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی🌺🌱🌻🌱🌻🌱🌺🌱🌻🌱🌻🌱🌱 #پندانه ✅ دوست دا...

[سنن النبی: اداب و سنن پیامبر صلی الله علیه و اله - اشاره - ...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

PT:1 "دیدار دوباره در پل رود سن ویو ا.ت دوست داشتم الان که ...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۱: حقیقتِ زیرِ سطحِ آبجونگ‌کوک ب...

𝙋𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁹دود هنوز روی میدان نبرد پخش بود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط