فیک هیونجین پارت ۷

رفتن کلاس
معلم اومد
معلم:سلام بچه ها
بچه ها:سلام
معلم:خب امروز یه کار مهم برام پیش اومده و باید برم. شما هم باید همراه سال دهمی ها مدرسه رو تمیز کنین
سوجین یواشکی به ا/ت:بازم هیونجین باهامونهههه
اونوو برگشت و به سوجین گفت:بازم قراره باهم روبرو بشین
سوجین:یسسس
ا/ت یه لبخند کوچیک زد:نه ولم کنین
معلم؛خب میتونین از الان شروع کنین.
یکی از دوستای قدیمی سوجین(کارینا):چییشده جریانو به منم بگین(عکسش اسلاید دوم)
سوجین:ببین کارینا ا/ت و هیونجین همو دوست دارن
ا/ت:چرا پیاز داغشو خیلییی زیاد کردییی
سوجین:خب راستشو میگم.نتیجش همینه
ا/ت:خب شاید اره...
اونوو:خب دیگه بیاین بریم
رفتن بیرون کلاس و ...
هیونجین:ام سلام ا/ت
ا/ت:سلام هیونجین چطوری؟
سوجین و کارینا و اونوو پشتشون یواشکی میخندیدن
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
پایان پارت ۷. امیدوارم خوشتون اومده باشه. شرایط برای پارت بعد ۱۷ لایک و ۱۴ کامنت
دیدگاه ها (۲۲)

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط