برادران گیسوکمند پ.۱۶

چند دقیقه بعد خونه کیوسکه *
ویو راوی*
تورا: باجی بنظرت یو بخاطر من ناراحت شد رفت؟
باجی:‌ یچی میگم ناراحت نشو شرط میبندم حرفت برای یو به چپشم نیس بعدشم دیدی که در زدن بعد اون رفت بیرون احتمالا دوستش بود
کن: ولی اخه کدوم دوستی این موقع شب میاد دنبال دوستش؟
باجی: این چیزی نیس مورد داشتیم شب بخوابیم صب پا شیم ببینیم یو نیس البته این اتفاقا معمولا وقتی مامان نیس میوفته الانم احتمالا با دوستش رفته دور دور
میت: بنظرت با همون کویو عه؟
مایکی: راستی باجی تو میدونستی یو با رئیس گنگ لیکوتو میگرده؟
باجی:‌ لیکوتو؟‌ کویو؟‌ یو؟ وایسا ینی میی این کویویی که دیدیم همون کویوعه؟
مایکی به نشانه ی تایید سر نشون میده
چیفویو: بنظرم یه زنگ بهش بزنید باجی سان
سانزو به حرف اومد
سانزو:‌ الان بنظرت اون جواب میده؟ :/
کن: اینم حرفیه
یهو صدای جیغ میاد و بقیه سکته رو رد میکنن
باجی میره سمت صدا ی چیغ که از اشپز خونه میاد
باجی:‌ بیا اون اسکل گوشیشم جا گذاشته :/
مایکی:‌ بنظرم بردار ببین کیه تا یاد بگیره گوشیشو جا نزاه
باجی برداشت
...: سلامم یوو
باجی:‌ سلام بفرمایین
...: ببخشید شما؟
باجی:‌ شما زنگ زدی من کیم؟
..: مگه من به یوکی زنگ نزدم؟‌
باجی:‌ چرا ولی یو بیرونه گوشیشم جا گذاشته
...:‌ میدونید کجا رفته؟
باجی:‌ نه، شما؟
...: من دوست یوکی ام میخواستم یه خبریو بهش برسونم
باجی: حیف شد چون چند دقیقه پیش رفت بیرون فکر کنم یکی از دوستاش اومد دنبالش
...:.... باشه خیلی ممنون اگه یو برگشت بگین لطفا یه زنگ به من بزنه
و بعد قط کرد....
مایکی : کی بود؟؟
باجی : یکی از دوستای یو
تورا: یادت باشه یو برگش بهش بگی زنگ گوشیش رو درست کنه شب خواب بد نبینه
بعد زد زیر خنده
...یکم بعد
باجی: اینطور که بوش میاد یو امشب برنمیگرده احتمالا کیلیدم برده بگیریم بخوابیم؟
بقیه هم تایید کردن و گرفتن خوابیدن
....
فردا*
ویو یوکی *
----------------------------------
اینم پارت ۱۶ امیدوارم خوشتون اومده باشه
به احتمال زیاد پارت بعدیشم امروز میدم ولی ممکنه تا شنبه زیاد فعالیت نکنم چون اگه شنبه باز باشه ما امتحان جامع داریم پدرمون در امدس
دیدگاه ها (۴)

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

My lovely neighbor part : 64

#چند پارتی از تهیونگ وقتی به اجبار ازدواج کردین ولی همدیگه ر...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۵لیویا که دراز کشید...

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط