نام رمان:در امتداد مرگ

نام رمان:در امتداد مرگ
نویسنده:کیمیا هاشمی
ژانر: عاشقانه
pdfتعداد صفحات :۲۷۷
قسمتی از رمان:

مستانه دختری که در آن نزدیکی بود را که شنید ، چشم هایش را با اکراه

روی هم فشار داد. از جا بلند شد و با قدم های بلند به سمت در خروجی سالن پیش رفت. دلش

به خاطر بوی فجیع عودی که با دستگاه به سالن می زدند پیچ می رفت. از بچگی از بوی عود متنفر بود.

تا پایش به بیرون سالن باز شد و هوای خنک پاییزی به کله اش خورد ، تمام محتویات معده خالی اش را بالا آوارد

دانلود رمان در امتداد مرگ از نودهشتیا

سال ها پیش شخصی از خانواده با اصل و نصب رستگار در یک تصادف مشکوک به قتل می رسد.

حال بعد از چند سال تلاش و آموزش متوالی ، نوه محبوب این خانواده در پی انتقام خواهرش

به عنوان نفوذی پلیس در یک باند قاچاق انسان ، اسلحه و مواد فعالیت می کند. در این راه ،

دختری ناخودآگاه پای در میدان این بازی مرگبار می گذارد. دختری که به طور کامل برنامه های

آراز را بر هم می زند. آراز برای انتقام مصمم است و در این راه همه چیزش را از دست می دهد.

اما هدفش را… هرگز!
در جلد دوم ادامه داستان پر رمز و راز می رویم، روایت عشقی شیرین در اوج مشکلات را

می خوانیم و به دنبال کشف رازهای نهفته در داستان می رویم

بوی بد سیگار و الکل بر حال بدش زنجیر می انداخت. خیلی دوست داشت آن جمع را ترک کند

و دیگر پایش را هم در آن محدوده نگذارد اما نمی شد. اگر راهی را می آمد تا به آخر نمی رسید

بی خیال نمی شد. صدای آهنگ خیلی بلند بود. هر لحظه احساس می کرد سرش در حال انفجار

است. تا صدای قهقهه مستانه دختری که در آن نزدیکی بود را که شنید ، چشم هایش را با اکراه

روی هم فشار داد. از جا بلند شد و با قدم های بلند به سمت در خروجی سالن پیش رفت. دلش

به خاطر بوی فجیع عودی که با دستگاه به سالن می زدند پیچ می رفت. از بچگی از بوی عود متنفر بود.

تا پایش به بیرون سالن باز شد و هوای خنک پاییزی به کله اش خورد ، تمام محتویات معده خالی اش را بالا آوارد.

با اینکه ورزشکار بود و قوی اما احساس می کرد که هر لحظه رو به موت است. حالش که جا آمد به سمت پشت درخت ها رفت…



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

p3 ( اسلاید دوم لباس کنجی و اسلاید سوم لباس بنگچان واسلاید چهارم لباس یونا و اسلایداخر میکاپ یوناعه)

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه🍒🖤پارت هفدهم: طوفانِِ سرختهیونگ با خ...

شاهکاری به نام دروغ

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت سیزدهم: انتخاب اشتباهجونگ‌کوک نامه ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

سناریو مایکی پارت یک

{محکوم به لمس } part ۳۱ 杂交种هیوگا لبخند زد به یاد دارویی که ...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇6ویو هویج:چند روز بود جیمین با ات حرف ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط