{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبجیم یه مزاحم تلفنی سمج داشت که هیچ جوره بیخیال نمیشد در

آبجیم یه مزاحم تلفنی سمج داشت که هیچ جوره بیخیال نمیشد در نهایت بابام رو در جریان گذاشت
دفعه بعدی که مزاحم زنگ زد بابام گوشی خواهرمو جواب داد و گفت : "سلااااااام دامااااااد"
از اون روز خبری از مزاحم نیست😂
➖➖➖➖➖➖➖
لبخند شما آرزوی ماست 😊
دیدگاه ها (۰)

گفت بي من چه ميكشي؟گفتم: نَفَسِ راحت 😊والا! ...فكر كرده اگه ...

اگه میخوای از کسی پول قرض بگیری از اونی که جمعه‌ صبح‌ها میره...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p4«صورتشو می‌بینی؟»نینا سرش رو تکون داد.«...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟒یک هفته از رفتن مانیا گذشته بود.جیمین ت...

پارت ۱۵پشت غرورتاِما هنوز کنار پنجره ایستاده بود.پیام رو دوب...

پارت دو: وییوی جیسونگ:مثل همیشه وارد کلاس شدم هر چی نشستم جه...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

پارت دوم | نقشه‌ی پلیدانهفردای آن روز...صبحانه روی میز آماده...

White Lotus | Part 24یک هفته بعد...سوآ بالاخره به سئول برگشت...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟖هردوشون چند لحظه فقط به هم نگاه کردن. همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط