خیانت کردی ولی من لعنتی هنوز عاشقتم(۲)part فصل ۲

جیمین ویو
چشمامو باز کردم همه جا سفید بود هرطرف رو نگاه میکردم جز سفیدی چیزی نبود
از جام بلند شدم شروع کردم به قدم برداشتن
یه در سفید رنگ دیدم
تا دستمو بهش زدم باز شد
ناگهان چند نفر رو دیدم که روی صندلی پشت یک میز بزرگ سفید نشسته اند شبیه میز ناهار خوری بود
با صدای در همه توجهشون به من جلب شد
£باید چیکار بکنیم؟ بهتره مجازاتش کنیم
¥اما اون انسانه و یک انسان جایز الخطاست
£من این حرفا حالیم نمیشه اون کاری کرده که باید تقاصش رو پس بده
¥یکم مهربون باشی به جایی بر نمیخوره ها
با صدایی همه ساکت شدن کسی که به نظر از همه مُسن تر بود عصاش رو روی زمین کوبید و گف
$بس کنید مثل بچه ها میمونید
¥£معذرت میخوام
به سمت من برگشت
+ب..ببخشید میشه بگید چی شده؟
$بخاطر خودکشی از طرف خدایان که یعنی ما نفرین شدی
با چشمای گرد بهشون نگاه کردم
ادامه داد....
$تو برای همیشه توی دنیای زنده ها اسیری و اجازه آزاد شدن روحت رو نمیدیم
این یک تنبیه از طرف ما هستش کسی نمیتونه تورو ببینه
مدتی سرگردونی و قلبت درد میگیره انقدر قلب دردت وخیم و دردناک میشه
تا زمانی که روحت از بین بره
+چ..چی؟ ا..اما
$از اینجا ببرینش
دو نفر با لباس های سفید دستامو از با زو گرفتن و پرتم کردن داخل یه چاه که چشمامو باز کردم خودمو توی سئول دیدم
از جام بلند شدم هیچکس منو نمیدید هرچقدر تلاش کردم نتونستم
که ناگهان قلبم تیر کشید دستمو روش گذاشتم و بلند بلند نفس میکشیدم

بریم پیش خدایان داستان مثلا😂

¥مادر اون حقش این نبود
$نگران نباش پسرم
¥چی؟؟
$اگه خوش شانس باشه و کسی که دوسش داشته رو ملاقات کنه میتونه خودشو نجات بده
¥منظورتون چیه؟
$در واقع کسی که این پسر دوسش داشته میتونه اون رو ببینه اگه بتونه کاری کنه که دختر از اعماق وجودش ببوستش اون میتونه دوباره روی زمین زندگی جدیدی شروع کنه

¥چقدر محلت داره؟
$حدودا.....

پایاننن
شرطام برای پارت بعد ۵۵ لایک


#جونگ_کوک #تهیونگ #جیمین #جی_هوپ #یونگی #شوگا #جین #سوکجین #نامجون #رپ_مانستر #بی_تی_اس #جنی #لیسا #رزی #جیسو #بلک_پینک #فیک #رمان #اسمات #تک_پارتی
دیدگاه ها (۲۳۷)

دیو و دلبر پارت ۱۹ عقب کشیدم و پامو سمت زن عمو زیور کشیدم دس...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part28پسره کنارم نشست+سلام چطوریمن:خوبم +بریم...

ویوی ا.تبا درد شدیدی بیدار شدمپادشاه جین که احتمالا بابام بو...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:15[ویو جونگکوک]داشتم به دشمن ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پدر خوانده فصل دو

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت سومویو تهیونگ:جشن تموم شده بود، ام...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط