{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part28

پسره کنارم نشست

+سلام چطوری

من:خوبم

+بریم

سری تکون دادم یجوری نگام میکرد دلم میخواست بزنم تو دهنش دماغشو کج کنم پسره ی اوسکل پلشت گاو میش

خودمو کنترل کردم و پیاده شدم
دوییدم سمت سالن

نمیخواستم قیافشو ببینم سر ی میز نشستمو دنبال کیمیا گشتم همینکه پیداش کردم اوسکل اومد جلوی دیدم نشست

با ی لبخند چندش مسخره
موهای طلایی و چشای آبی پوست سفید اخه پسر که نباید این ریختی باشه

ی نوشیدنی داد دستم
ی قلپ ازش خوردمو گذاشتمش رو میز

+همشو بخور

بدون اینکه فک کنم چرا میگه همشو بخور همرو سر کشیدم
بعد چندثانیه سرم گیج رفت و احساس حالت تهوع بهم دیت داد از جام بلند شدم

همراهم پاشد واومد سمتم کمرمو گرفت و داشت از ته دلش میخندید داد زدم و کیمیارو صدا کردم برگشت سمتم ولی همینکه خواست بیاد ی مرده رفتو جلوشو گرفت

همه جا تاریک بود و گوشام سوت میکشیدن اروم پلکامو باز کردم

اتاق کیمیا؟!
خدایا همش خواب بوده باشه

ازجام با هول بلند شدم که زیر سکمم تیری کشید نههه امکان نداره خواب نیست واقعیه

کیمیا سرشو گذاشتع بود رو میز مطالعه و خوابیده بود

بلند شدمو آروم رفتم سمتش

من:کیمیا،کیمیا

کیمیا:هوم

اشکی از گوشع چشمم چکید

من:بیدار شو

آروم چشاشو باز کرد... ..
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

استادجئون part 2ساعت 10:59ویو رینا: از خواب بلند شدم جونگکوک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_33روی تخت نشستم که با ی حرکت...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣27🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)(پانزده دقیقه از فهمید...

پارت ۲۰ویو جیازیادی نزدیک بود آروم بلند شد بهم اشاره کرد که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط