وقتی اون یه.....(درخواستی)

پارت دهم

برگشتم سمت در که با یه پسری که چشم و ابروی مشکی داشت و موهاش کمی بلند بود روبه رو شدم.یه روپوش سفید مثل مال من داشت و یه کارت دور گردنش بود که اسم و فامیل و بخشی که بود روش نوشته شده بود البته عجیب بود چون عکس نداشت
متوجه عرق روی پوشونیش شدم و احتمال میدم عرق سرد باشه و وقتی منو دید پوزخند کوچیکی روی لبش شکل گرفت
یونا:همه چیز مرتبه ..آقای.‌...(به کارت دور گردنش نکاه میکنم تا اسمش رو متوجه بشم)کانگو هو؟
پسر رو به روم که طبق گفته کارت دور گردنش باید کانگ هو باشه سرش رو به سمت بالا و پایین تکون میده. و بهم اطمینان میده که همه چیز مرتبه
کانگ هو:اره..اره مرتبه...تازه اومدی؟(پوزخند)
یونا:اره..امروز اومدم
کانگ هو دهنش رو باز می‌کنه تا چیزی بگه که در دوباره باز میشه و حی اون وارد اتاق میشه چهره گرفته و تقریبا عصبی و کلافه ای داره و بدون اینکه متوجه بشه کانگ هو ام توی اتاق همراه ماست شروع می‌کنه به حرف زدن
حی اون: لعنتی..نتونستم پرونده هوانگ هیونجین رو پیدا کنم...
حی اون سرش رو بالا میاره و با کانگ هو رو به رو میشه و منم چشمام رو از جی اون به کانگ هو میدم ولی ....متوجه تغییر چهرش شدم.اون...اون ترسناک شده...چشماش گشاد شده و کمی هم سرخ شده لبخند دندون نمایی زده که میشه گفت تقریبا تا گوشش رسیده دستاش کنار بدنش هستن و بی حرکت وایستاده و بدون پاک زدن به جی اون خیره شده و به هیچ چیز ریکشن نشون نمی‌ده.چرا داره آنقدر عجیب برخورد میکنه؟یعنی به خاطر ترسه ؟
حی اون:اوه متاسفم ندیدمتون ...شما؟(خب روی کارتو نکاه کن)
کانگ هو:کانگ هو هستم....خانم محترم(پوزخند ترسناک)
حی اون اوکی آرومی زیر لب میگه و بعدش از کنار کانگ هو رد میشه و میاد و کنار من میشینه کانگ هو ام با همون چهره قبلی برمیگرده سمت ما و بهمون نکاه می‌کنه و حرکتامون رو زیر نظر داره
حی اون:خب داشتم میگفتم پروندش رو پیدا نکردم برای همین فعلا مجبور شدم چهار تا پرونده دیگه از بخش C بردارم و..‌
جی اون حرفش رو قطع می‌کنه و چشماش رو ریز می‌کنه و سمت هیونجین برمیگرده
حی اون:توی کدوم بخش کار میکنی؟
کانگ هو:بخش...D(پوزخند)
جی اون:هیون جین رو میشناسی درسته؟پروندش کجاست؟یکم راحبش بهم بکو..
کانگ هو:می‌شناسمش..مثل کف دستم.‌‌..و بهت اطمینان میدم هیچکس بهتر از من نمیشناستش و دلت نمی‌خواد درباره پرونده و کارایی که کرده بدونی(پوزخند)
جی اون:وا...خب بگو نمی‌خوام بگم چرا لقمه رو دور سرت میچرخونی
جی اون یکی از پرونده های که آورده بود رو جلوش می‌زاره و بازش می‌کنه تا بخوندش منم از جام بلند میشم و پرونده هارو برمیدارم تا ببرن بزارم سر جاش پس مجبور میشم حی اون و کانگ هو رو اونجا تنها بزارم
وارد اتاق پرونده ها میشم و دنبال قفسه۳۱میگردم اما...یه چیزی عجیبه...


دوستون دارم کیم لارا ✨


#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
دیدگاه ها (۱۳)

Cold melody~» 💜پارت۱درِ استودیو رو آروم باز کردم. صدای بمِ ب...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۷ | چیزی که آت دی...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 4 | چرا باهاش اومدی؟!صبح روز بع...

قسمت هفده

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

ارش پیر_arashpir

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.23کانگ وو:باشه ممن...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط