my sweet baby P4

پسر ته را بود
لباسش به تنش چسبیده بود و بدن صیغلیشو به رخ میکشید
بدنش کاملا سفید بود.... بدون هیچ لکی
با حرکت های اغوا گرانه رو لبه استخر رسید و پاهاشو تو آب تکون تکون میداد
دستاشو دور تنش پیچید و بعد از لرز کوچیکی سمت اصطبل رفت
نمیدونم هوس بود یا چی ولی میخواستم ببینمش
باید اونو پیش خودم نگه میداشتم
اون بی نظیر ترین آدمی بود که دیده بودم
اون شب وقتی میخواستم بخوابم تا چشمامو میبستم تصوریرش میومد جلو چشمم و وقتی میخواستم ازش لذت ببرم ناپدید میشد
نمیتونستم جلو خودمو بگیرم
رفتم پایین و وارد اصطبل شدم
گوشه اصطبل جمع شده بود و خیلی کیوت خوابیده بود
وقتی رفتم جلو تر و خواستم موهاشو کنار بزنم یهو دستم خشک شد....
انگار نمیتونستم
بعد یکم فکر کردن فهمیدم این کارم درست نیست
میخوام خودشو تقدیمم کنه
«فردا ظهر»
دیگه قلبم نمیکشید
رو میزم یه کش مو و یه قیچی گزاشتم
باید به جونگ کوک میگفتم برام بیارتش
_ جئووووووووون
از پنجره صداش کردم و گفتم بیاد بالا
& چیزی شده آقا؟؟؟؟
_ پسر ته را رو برام بیار
جونگ کوک چشمی گفت و از اتاقم بیرون رفت
بعد دو سه دقیقه پسر ته را رو دست و پا بسته برام اورد
با پاش زد تو پشت زانوش تا بشینه
برای اینکه گردنشو خورد نکنم گفتم بره بیرون
نمیخواستم تند پیش برم
_ بیا جلو
با زانو هاش آروم آروم اومد جلو
_ اسمت چیه؟؟؟
جوابی نداد
_ مامانت گفته بود نمیتونی حرف بزنی
سرشو تند تند تکون داد
_ میدونی.... تو اصطبل دیگه بهت نیاز ندارم....
_ میخوام بفرستمت سر زمین
لرزش شونه هاشو میدیدم و فهمیدم گریه میکنه
_ اونجا کسی به صورت سوخته ی زشتت اهمیت نمیده پس....
قیچی رو برداشتم و باز و بسته کردم
لرزش شونه هاش تند تر و بیشتر شد
_ اگه اسمتو بهم نگی و من موهاتو ببرم میبرمت سر زمین اونجا جوری کار میکنی که بمیری
دستشو برد جلو دهنش تا هق هق هاش به گوش نرسه
_ ولی اگه اسمتو بهم بگی و بزاری صورتتو ببینم اون وقت داستان عوض میشه
_ برای بار آخر میپرسم.... اسمت چیه؟؟؟
لباشو باز کرد
+هوسوک
صداش......
_ هوووم اسم قشنگی داری
کش مو رو دادم دستش
_ تا وقتی دستاتو باز کنم وقت داری تا اتخاب کنی
_ موهاتو میبندی یا.....
شروع کردم به باز کردن دستش و از قصد طولش دارم
سرشو انداخت پایین و و شروع به بستن موهاش کرد
وقتی سرشو اورد بالا چشمام چهارتا شد.....
دیدگاه ها (۰)

کپشششننن🥿😌عروسک من😈🔞پارت هشتاد و شش صورتمو قاب دستام گرفتم ل...

کپشننننننننننن لطفااا😌🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و شش +باشه لبخندی ...

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۳(last part)نه بابا اون فقط مسته....ش...

وقتی بچه دارین ولی . . . کوک از حموم اومد با دیدن من آبرویی ...

The unwanted roommate __________________________ویو جئون جون...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتی (درخواستی)

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط