شب‌ وحشی چشمانش

شب‌ وحشی چشمانش
هوای گرگ‌ و آهو داشت
نگاهش بود و لبخندش
ولی در دست چاقو داشت

نگاهش بود و لبخندش
جهان یکسر در اوصافش
دل و دین از همه می برد
امان از عین و شین قافش

#داود_اصغری
#قسمتی_از_شعر

Telegram.me/davoud_asghari
دیدگاه ها (۱)

( last minute )

dark life = 27

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

#my.FUCKER.mafai. part6فیلیکس با چشمانی باز، اما ...

KIM V

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

#درخواستی_سونگمینوقتی بدون اجازش رفتی بار.... نورهای نئونیِ ...

نمیبخشمت p.23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط