{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part13

part13

ویو جیهوپ
داشتم همینجوری با خودم حرف میزدم که ا.ت صدام کرد
ا.ت: جیهوپ اوپاااا، بیا اینجا پیشمون
یونگی: جیهوپ، حواست به خواهرت باشه، هنوز بچست ها
جیهوپ: ۱۹ سالشه بچه نیست دیگه
یونگی: به هر حال، برو پیشش، مراقبش باش
جیهوپ: خب بچه ی خوب بودن بسه
شیشه ی الکل رو گرفتم و دادم بالا
جیهوپ: اوو(سرفه) چقد تنده
۱ ساعت بعد
ویو راوی
جیهوپ رفته بود میکروفونو گرفته بود و داشت برای بقیه میخوند و بدجوری مست شده بود
ا.ت: جیمینااااا، من دوستت دارم(بلند)
جیمین: منم دوستت دارم ا.ت(بلند)
فردا صبح
ویو ا.ت
از دیشب چیزی یادم نمیومد
سرم بدجور درد میکرد
چشمامو باز کردم و دیدم توی خونه ی یونگی دوست جیهوپ خوابیدم
یونگی: خب بالاخره بیدار شدی
ا.ت: دیشب چی شد؟
یونگب: همتون مست بودین و توی کلاب پارتی از حال رفته بودین
ا.ت: فک کنم یکم زیاده روی کردم
یونگی: یکم؟ حالا تو خوب بودی داداشت میدونی چقدر الکل خورد؟ دیگه آخرش بالا آورد
جیهوپ: ای سرمممم، ا.تتت(بلند)
ا.ت: چه مرگته؟
جیهوپ: چرا ما اینجاییم
ا.ت: جنابعالی انقدر الکل خورد که بالا اورد
جیهوپ: نه که شما خیلی کم خوردین
ا.ت: گوشیم کجاست؟ اصلا کیفم کجاست؟
یونگی: نترس اونجان
جیهوپ: ا.ت پاشو بریم
ا.ت: بقیه کجان؟ هانا؟ تهیونگ؟ جیمین؟
جیمین: من اینجام ولی چرا؟ تهیونگ و هانا کجان؟
یونگی: اونا؟ اونا که اونجا نبودن، لابد خودشون رفتن
فلش بک به دیشب
ویو ا.ت دیشب
داشتم میرقصیدم که روی شونم یه چیزی حس کردم
برگشتم و دیدم یه پسره
: خوشگل خانم شما اینجا چیکار میکنی
ا.ت: یااا، برو بینم مزاحم نشو(با حالت مستی)
: میبینم که مستی
دستمو گرفت و بردم توی یه اتاق
آروم دکمه هاشو باز کرد
جیغ بلندی کشیدم با اینکه میدونستم کسی
قرار نیست صدامو بشنوه
که یهو یونگی اومد داخل
چندتا مشت زد توی صورت اون پسره و منم براید استایل بغل کرد و بردم بیرون
زمان حال
یونگی: ا.ت دیشب، دیشبو یادت میاد؟
ا.ت: نه هیچی
یونگی: خوبه
ا.ت: دیشب مگه چه اتفاقی افتاد؟
یونگی: بهتره ندونی، و تو، جیهوپ، مگه نگفتم حواست به خواهرت باشه بعد آقا رفته یه شیشه الکلو یه جا داده بالا
جیهوپ: من میرم دوش بگیرم
ا.ت: بیا بریم خونه دوش بگیر
جیهوپ: تمام بدنم و لباسام بوی الکل میدن من اینجوری سوار ماشین نمیشم
ا.ت: باشه ولی زود بیا
جیهوپ: اوکی
یونگی: شما دوتا بیاید اینجا، کارتون دارم
ا.ت و جیمین: بله؟
یونگی:...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

part14یونگی: ا.ت یادته دیشب به جیمین چی گفتی؟ جیمین تو چی یا...

part15ا.ت: بیا بریم راضیش کنیم اگه راضی نشد امشبو بیا پیش ما...

part 12ا.ت: هوپیجیهوپ: بله؟ ا.ت: حالت خوبه؟ جیهوپ: آره، چطور...

part11پیام هانا: کلاب پارتی چطوره؟ جیمین و تهیونگم میانپیام ...

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

پارت. ۳۱

پارت. 27

پارت. ۲۸

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

three hearts, one love

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط