My uncle (part5)
ویوی ا.ت
همین طوری منتظر دایی بودم حدودا سه ،چهار دقیقه بعد جونگ کوک اومد زیادی جذاب بود قلب من تاقت دیدن این همه جذابیتو نداشت یه تیشرت سفید با یه شلوار بگ پوشیده بود و یه عطر خیلی خوشبوی مردونه زده بود هیچ وقت این بو رو حس نکرده بودم انگار این بو اختصاصی برای جونگ کوک بود همینطور محو جذابیتش بود که گفت
جونگ کوک :نمیای بریم
ا.ت:بریم
رفتیم پارکینگ یه بنز جی کلاس مشکی پارک بود بهش گفتم
ا.ت:اون ماشین توعه
جونگ کوک :آره . سوار شو
سوار ماشین شدم . رفتیم یکی از بزرگترین مرکز خرید های سئول .
چند دقیقه ای توی ماشین حرفی بین ما رد بدل نشد تا اینکه دهن باز کردم و گفتم
ا.ت :میگم دوست داری چی صدات کنم
جونگ کوک :میتونی جونگ کوک صدام کنی
ا.ت: مطمئنی که دوست نداری دایی صدات کنم
جونگ کوک :آره چون اگه دایی صدام کنی احساس میکنم خیلی پیر شدم همون جونگ کوک صدام کن .
ا.ت:باشه . راستی کدوم شهر انگلیس زندگی میکردی
جونگ کوک : توی منچستر بدنیا اومدم اما توی لندن زندگی کردم
ا.ت:واو ،ولی تو که کل عمرت رو توی انگلیس بودی چطور میتونی انقدر خوب به کره ای حرف بزنی
جونگ کوک :خب مامان بابام کره ای بودن پس طبیعیه که کره ای بلد باشم
ا.ت: به غیر از انگلیس و کره کشور های دیگه ای هم سفر کردی
جونگ کوک :خیلی کشور ها بوده بلژیک ،اسپانیا،ایتالیا،فرانسه ،آلمان وکلی کشور دیگه
ا.ت: یکی از بزرگ ترین آرزو های من اینه که مثل تو کلی کشور رو بگردم
جونگ کوک :آرزوت رو براورده میکنم
ا.ت:قول
جونگ کوک :قول . یروزی دوتایی کل دنیا رو باهم میگردیم
همین طوری منتظر دایی بودم حدودا سه ،چهار دقیقه بعد جونگ کوک اومد زیادی جذاب بود قلب من تاقت دیدن این همه جذابیتو نداشت یه تیشرت سفید با یه شلوار بگ پوشیده بود و یه عطر خیلی خوشبوی مردونه زده بود هیچ وقت این بو رو حس نکرده بودم انگار این بو اختصاصی برای جونگ کوک بود همینطور محو جذابیتش بود که گفت
جونگ کوک :نمیای بریم
ا.ت:بریم
رفتیم پارکینگ یه بنز جی کلاس مشکی پارک بود بهش گفتم
ا.ت:اون ماشین توعه
جونگ کوک :آره . سوار شو
سوار ماشین شدم . رفتیم یکی از بزرگترین مرکز خرید های سئول .
چند دقیقه ای توی ماشین حرفی بین ما رد بدل نشد تا اینکه دهن باز کردم و گفتم
ا.ت :میگم دوست داری چی صدات کنم
جونگ کوک :میتونی جونگ کوک صدام کنی
ا.ت: مطمئنی که دوست نداری دایی صدات کنم
جونگ کوک :آره چون اگه دایی صدام کنی احساس میکنم خیلی پیر شدم همون جونگ کوک صدام کن .
ا.ت:باشه . راستی کدوم شهر انگلیس زندگی میکردی
جونگ کوک : توی منچستر بدنیا اومدم اما توی لندن زندگی کردم
ا.ت:واو ،ولی تو که کل عمرت رو توی انگلیس بودی چطور میتونی انقدر خوب به کره ای حرف بزنی
جونگ کوک :خب مامان بابام کره ای بودن پس طبیعیه که کره ای بلد باشم
ا.ت: به غیر از انگلیس و کره کشور های دیگه ای هم سفر کردی
جونگ کوک :خیلی کشور ها بوده بلژیک ،اسپانیا،ایتالیا،فرانسه ،آلمان وکلی کشور دیگه
ا.ت: یکی از بزرگ ترین آرزو های من اینه که مثل تو کلی کشور رو بگردم
جونگ کوک :آرزوت رو براورده میکنم
ا.ت:قول
جونگ کوک :قول . یروزی دوتایی کل دنیا رو باهم میگردیم
- ۴۰.۵k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط