روانی عاشق

تهیونگ: این بدن فاکیت بد کاری دستت میده
ات: میدونم ددی ولی میشه امشب انجامش ندیم؟
ته: چرا بیبی خب من الان این رو چه کار کنم؟
ات: ددی یعنی من برات مهم نیستم؟؟
ته: معلومه که نه😐تو الان مهم ترین فرد زندگیم هم که باشی میخوامت.
ات: 😐
ته: بیب تا خونه خیلی راهه نظرت چیه الان انجام بدیک تو ماشین هوم(رونش رو محکم گرفت)
ات: اخخخ دستت سنگینه اروم تر بگیر😫
ته: دلم میخواد این رون هات رو بگیرم فشار بدم.
ات: ددی من خوابم میاد میشه سرم رو روی سینه هات بزارم؟؟؟
ته: معلومه که میشه بیبی گرل من.
ات ویو: بالا خره خرش کردم الان خودم رو میزنم به خواب که بهم دست نزنه😂
اما خب ات ما نمیدونع که هر گوهی هم بخوری باید اون پایین رو درستش کنی😁😁😁
دیدگاه ها (۱۱)

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

پارت ۳

چند پارتی پارت چهار

مربی موتور سوار

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

وقتی تهیونگ و جونگکوک وسط س*کس بودن که بچه شون میاد داخل اتا...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

#عشق_بعد_نفرتپارت 12ات: ممنونمپی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط