پارت1

یهو از یه خواب خیلی بد پاشدم خیلی خیلی بد درمورد خانوادم بود خب حالا اگه میخواین بدونین بیاین برگردیم به چند سال پیش
من الان ۳سالمه و امروز قرار بود با مامان و بابام برم خرید اولش رفتیم توی فروشگاه ها چرخیدیم و خرید کردیم و…بعدش خسته شدیم و برگشتیم خونه که یهو یه صدایی اومد انگار که صدای گریه یه بچه بود بابام رفت درو باز کرد و دید یه پسر بچه کوچیک نشسته و داره گریه میکنه
بابای ا/ت=ب ت. مامان ا/ت= م ت
ب ت=چیشده پسر کوچولو مامان و بابات کجان؟
-من گمشدم نمیدونم اونا الان کجان فقط میدونم گمشون کردم (با گریه)
ب ت=اشکالی نداره ببینیم شماره ای چیزی از پدر و مادرت داری؟
-نه (گریه شدید تر)
ب ت= مهم نیست بیا بریم خونه ی ما اینجا سردتت میشه تازه من یه دختر دارم فک کنم ازت کوچیک تره میتونی باهاش بازی کنی
-باشه(پاک کردن اشکاش)
ب ت= افرین پسر خوب راستی چند سالته؟
-۶سالمه عمو
ب ت= (نوازش سر پسر)
ب ت= خب دخترم ببین چی برات پیدا کردم یه همبازی که بتونی باهاش بازی کنی
م ت=عزیزم این پسره کیه؟
ب ت= مثل اینکه گم شده فکر کنم بهتر باشه یه مدت پیشمون بمونه
م ت= اره درسته به نظر پسر اروم و خوبی هم میاد شاید پدر و مادرشم اومدن پیداش کردن (رو به پسر)عزیزم اسمت چیه؟
-جونگ کوک
م ت= چه اسم قشنگی داری درست مثل خودت🙂
ا/2
ت=سلام منم ا/تم
-خوشبختم
+دوس داری چی بازی کنیم؟
-نمیدونم فرقی نداره خودت چی دوست داری؟
+امممم میای اشپزی بازی(ذوق)
-اممم باشه(از خنده ی دخترک خندش به لبش اومده بود)
دیدگاه ها (۳)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

marry without love

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سناریو سانزو پارت ۲

سناریو سو پارت اول

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو کازتورا پارت اخر

سناریو مایکی پارت ۱

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط