خواب ماندن صبح و دیر رسیدن نتوانست باعث شود که از پیاده ر
خواب ماندن صبح و دیر رسیدن نتوانست باعث شود که از پیاده راه رفتن زیر باران ریز ریز سحرگاهی بگذرم.... خدای مهربان چهارفصلم.... زیبایی تو در کلام نمی گنجد.... به آسمان نگاه می کنم و با خود می اندیشم که روزی روزگاری بزرگ مردی
حق داشته این عظمت را خدا بپندارد.... به خورشید می نگرم و درک می کنم
که کسی بخواهد در مقابل
عظمتش زانو بزند.... به ابرها.... به زمین زیر پایم حتی... به تک تک انسانها... به ساقه ی باریک یک گل سرخ باران خورده.... هریک از اینها عظمتی در دل خود دارد که نمی توان باورش کرد.... نمی توان عاشقش نشد.... نمی توان از کنارش به سادگی گذشت.... اما ..... نازنین ترینم.... تو با این همه لطافت
و مهربانی بی حدت.... یگانه آفریدگار تمام هستی .... چطور باید پرستشت کرد؟
تو که تمام خلقت را در کمال نظم و مهر آفریده ای و مراقبت می کنی.... تو که ابتدا و انتهای تمام خوبی ها و زیبایی هایی .... تو که عظمت تمام کائنات از آنروست که تو آنها را آفریده ای .... به من بگو.... در اوج بی نیازیت به من بگو تو را چگونه بخوانم که دل خودم ذره ای آرام شود... من بنده ی کوچک و تنهای تو از عشق تو لبریزم.... به من بگو.... چطور این حجم بی نهایت
خوبی تو را در آغوش بگیرم .....
حق داشته این عظمت را خدا بپندارد.... به خورشید می نگرم و درک می کنم
که کسی بخواهد در مقابل
عظمتش زانو بزند.... به ابرها.... به زمین زیر پایم حتی... به تک تک انسانها... به ساقه ی باریک یک گل سرخ باران خورده.... هریک از اینها عظمتی در دل خود دارد که نمی توان باورش کرد.... نمی توان عاشقش نشد.... نمی توان از کنارش به سادگی گذشت.... اما ..... نازنین ترینم.... تو با این همه لطافت
و مهربانی بی حدت.... یگانه آفریدگار تمام هستی .... چطور باید پرستشت کرد؟
تو که تمام خلقت را در کمال نظم و مهر آفریده ای و مراقبت می کنی.... تو که ابتدا و انتهای تمام خوبی ها و زیبایی هایی .... تو که عظمت تمام کائنات از آنروست که تو آنها را آفریده ای .... به من بگو.... در اوج بی نیازیت به من بگو تو را چگونه بخوانم که دل خودم ذره ای آرام شود... من بنده ی کوچک و تنهای تو از عشق تو لبریزم.... به من بگو.... چطور این حجم بی نهایت
خوبی تو را در آغوش بگیرم .....
- ۱.۸k
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط