{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه یارویی بغل دستم نشسته بود

یه یارویی بغل دستم نشسته بود
کف دستش میخارید میگفت پول داره میاد...
گوشش میخارید میگفت دارن پشتم حرف میزنن...
کفه پاش میخارید میگفت پول داره میره...
اصلا 1%به ذهنش نمیرسید که شاید حموم بره درست شه... :-/
دیدگاه ها (۱)

تو را مى خواستم تا در جوانى نمىرم از غم بى همزبانى. غم ب...

ﻧﻤُﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﻣﺎﻝ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﺎﺷﻢ،ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻋﻮ...

***افتخار ایرانیان جهان***یک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت...

والا! خدا رحمتش کنه

سناریو خط قرمز پارت ۲

یکی از چیزهای وحشتناکی که استی ژاپنی گفته این بوده که:وقتی م...

رمان عشق ممنوع

star key ring:6

اجباری ازدواجP:15"ویو الما"فهمیدم که تهیونگ با الیزابت دیشب ...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

جادویی در میان مه و جادو پارت۴🔮🫟صدای چی بود انگاری که یه نفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط