p.14

(یونگی)
بالاخره بعد از اون ماجرا ..
و قسمت اخرش:>>
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم به سمت عمارتم ..
ا.ت کلا ساکت بود و به بیرون نگاه میکرد !
_ا.ت؟!
+عا..هم؟! بله یونگی!؟
_بهتر نیست بگی ددی:>>
+😐🖕🏻
_ عا خب باشه حداقل یه چیز به غیر از شوگا و یونگی بگو ناسالامتی الان دوست دخترمی:>
+یاااا😑
_هممم
+هم؟!
_بریم ی چی بخوریم؟!
+ساعت دوعه شبه 🤦🏼‍♀️😐
_ام خب.. پس چیکار کنیم گشنمه ..!
+خا مرده گنده دو دقیقه صبر کن برسیم خونه(تیکه کلامه همه‌ی مامانا)
_:<
+باشه حالا ..
+یه فکری میکنیم..
_ام میگم ..
+بگو؟!
_من تورو بخورم:>؟!
_شاید سیر...
یه مشت خیلی کوچولو بهم زد
+یااااااا من غذا یا طمعت نیستمممم
_خیلیم هستییییییی
+نیستممممم
_میخوای همینجا وسط خیابون بخورمتتتت؟!
+تو حواست به رانندگیت باشه به ما کلی لطف کردی:/
_هق..
+درد..
_😐🖕🏻
+بخورش😐
_😐✊🏻
+والا خا چ بگم؟!
_تومیخوریش:]¿
+منحرف ---__---
_خب چیکار کنیم
+بریم خونه :/
_نه
+من خوابم میاد
_عوووو:>
+اقا اصا بزن کنار من پیاده میشم خیلی منحرفی تو---__---
_نه بابا بشین شوخی کردم

...

_اهنگ بزارم؟!
+بزار ..
_چی گوش میدی؟
+نمد:/
خم شدمو داشبردو باز کردم ..
که حس کردم چیزی سرمو نوازش میکنه..!
+یونگی..
_جانم هانی؟!
+میدونستی..
_چیو؟!
+موهات .. آدمو جذب میکنه .. و خیلی نرمه ؟!
_:>
فلشو برداشتمو زدم به ضبط
I need to girl
Why..?!
+عووو این اهنگه ..
_اهوم:>

...
رسیدیم.

_ام خب .. یعنی .. منو تو .. ازین به بعد ..
+تو رابطه‌ایم اره ..!!:>
_عو...
ا.تو بغل کردم جوری که پاهاش رو دوستم بود و دستشو دور گردنم حلقه کردم ..
+چاگی نگران نباش خب؟! من مثل اون دوست پسر خیانت کار و بی معرفتت نیستم😑
+هوفف بهش فکر میکنم خونم به جوش میاد..
ا.ت دوباره دستشو کرد تو ماهام که یه حس خیلی خاصی و لذت بخشی بهم داد ..
_ شوش.. عصبی نشو .. من همیشه پیشتم .. برای اینکه بهم خیلی کمک کردی.. همیشه هستم تا جبرانش کنم .. دیگه هم پیش اون مرتیکه‌ی خارجی نمیرم ..
(دوست پسر جنابعالی جک از ایتالیا اومده بودن بله بخاطر شما چون توی اینستا اشنا شدین:/)
+:>
#fan_fake
#Fan_fake_BTS
#suga
#ماه_خیلی_قشنگه
@Mochi_park
دیدگاه ها (۱۹)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

تکپارتی جونگ کوک

سناریو سو پارت اخر

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

My Boy❄

ادامه سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط