وقتی دکترت شد و تو عضو هشتمی p1

اولن چرا درخواستاتون همه پزشکیه؟


تو مریض بودی ولی چون جین توی کمپانی کار داشت نمیدونست حالت بده بعد یک هفته اومد پیشت و دید تو افتادی سریع اومد پیشت
جین:+
ات:_
+هی خوبی تو چرا اینجوری؟
_سرما خوردم
+دکتر رفتی؟ چرا بهم چیزی نگفتی؟
_ا.. ره قرص خوردم (با تردید)
+بیا بشین تا برام وسایل رو بیارم باید خودم معاینت کنم مخالفت هم نداریم
ویو ا.ت
از جین خنگ و گوگولی و هندسام خیلی جدی و عصبانی و نگران شد و من خیلی تعجب کردم به خودم اومدم دیدم روپوش پزشکی تنشه و جلوم نشسته
پایان ویو
+بیا وسایلم رو اوردم
_اوپ.....
+اعتراض نباشه نفس عمیق بکش اها افرین حالا بگو آآآ
کرمم گرفت و انجام ندادم
+ا.ت میخوام گلوت رو ببینم خواهش میکنم لج نکن تو الان مریضی باشه؟
_باشه
+دختر خوب حالا ببینم. گوشت رو بیار ببینم افرین حالا با چشمات نور رو دنبال کن اها افرین چند تا سوال میپرسم راستش رو بگو باشه؟
_اهوم
+سردرد داری یا گلودرد یا سیاهی چشم یا همچین چیزی؟
_اره همه رو دارم
+خسته نباشی ا.ت خانوم خودت که بیمار روانی بودی الان تبدیل به جسمی شد باید به جونگکوک زنگ بزنم بیاد برات سرم وصل کنه شما خیلی بد مریض شدی
_خیلی بده که نیاز به اون دارم؟(بغض)
+نترس جونگکوک کارش رو بلده (لبخند خیلی خیلی مهربون)
ویو جین
خیلی بد سرما خورده به جونگکوک زنگ زدم بیاد سرم وصل کنه چون فقط اون تو گروه بلده و ترس رو تو چشم ا.ت دیدم یعی کردم ارومش کنم و حال و هواشو عوض کنم
پایان ویو
(صدای در)
*سلام هیونگ
+سلام جونگکوک
_سلام (ترس و بیحال)
*نگاه کن مکنه کوچولو چه مریض شدی ها بیا برات سرم بزنم زود خوب شی(خنده خرگوشی)
_اوپا دردم نمیگیره که؟(بغض زیاد)
*نترس من کارم رو بلدم چشماتو ببند تا بزنم
+ببین یک ثانیه هست زود تموم میشه
_اوهوم باشه پس (بغضشو قورت داد)
*سه دو یک تموم شد
_ایی (جیغ) اوپااااا(گریه)
+تموم شد خیلی شجاع بودی ها
_درد هق میکنه هق
*ببخشید من باعث شدم دردت بیاد(مهربون)
+حالا برو دیر وقته برو مرسی که اومدی
_خداحافظ اوپا
*مراقب خودت باش
جونگکوک رفت ا.ت و جین دراز کشیده بودن و جین همینجور مراقب بود که تب نکنه یا هرچی
که ا.ت اصرار کرد که بخوابه باهم خوابیدن
ا.ت نصف شب دید سرم تموم شده خودش در اورد از دستش و تشنه اش شد رفت اب بخوره که......
ادامه دارد


شرط: 5لایک و 5کامنت
مرسییییی ببخشید بد شد اون درخواست دهنده کرم داشت گفت پاذت هاش زیاد باشه
دیدگاه ها (۵)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو میتسویا پارت ۳

سناریو مایکی پارت ۲

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

سناریو سانزو پارت ۲

عشق بی پایان

سناریو خط قرمز پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط