our mistake (part 2)

لیزی:تو امروز باید مودب و خانومانه رفتار کنی ا.ت به نفعته که این جوری رفتار کنی

ویوی ا.ت
خب من ا.تم ۱۴ سالمه مامان و بابام چند سال پیش جدا شدن مامان من یه هر*زه به تمام معنا بود و برای اینکه گند کاری های خودش لو نره برای بابام پاپوش درست میکنه و ازش طلاق میگیره و الانم میخواد با یه پسر ۲۰ ساله ازدواج کنه که پولاشو بالا بکشه
من ۱۴ سالم بود اما زندگی ازم آدمی ساخت که هیچ کس تصورشم نمیکنه .
لیزی:همین الان اماده شو برو‌پایین کوک پایین منتظره
ا.ت:کوک؟ انقدر زود باهم صمیمی شدین که کوک صداش میکنی
لیزی:به هر حال اون شورهرمه
ا.ت:هه شوهر
توی ماشین
کوک:اوه لیزی امروز چقدر جذاب شدی(بوس روی لپش)
لیزی:اوه ممنون تو هم جذاب شدی کوک
کوک:اوه این دختره اسمش ا.ت بود دیگه
لیزی:آره اسمش ا.ته
کوک:خوشبختم ا.ت از این به بعد میتونی پدر صدام کنی
ا.ت:شرمند ولی من نه از دیدنت خوشبختم نه میخوام پدر صدات کنم فهمیدی
لیزی:ا.تتتتتتتتتت ،اوه ببخشید اون هنوز به تو عادت نداره من عوض اون ازت معذرت میخوام کوک
کوک:میفهمم بچه ها توی این سن خیلی لج باز میشن

درخواستی
دیدگاه ها (۱)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

تکپارتی جونگ کوک

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو خط قرمز پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط