My little marshmallow
My little marshmallow
∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
p2
همه رفتیم تو کلاسمون...
من و جیمین کنار هم میشینیم
جیمین: وای زنگ اول فیزیکه من نمیخوام متنفرم از فیزیک
کوک: وای اره
هان: وای بد تر زنگ بعدیش هم ریاضیهههه من میمیرم
جیمین تا اومد حرف بزنه دبیر فیزیک اومد
دبیر:سلام بچه ها
همه به احترام دبیر وایستادن جز جیمین
راستش دبیر فیزیک انگار با جیمین مشکل داشت اما بنظر من جیمین با هاش مشکل داره بخاطر این کار هم تا الان چند بار تنبیه شده اما چون خیلی کله شقه ول کن نیست.
دبیر: پارک جیمین تو چرا واینستادی؟
جیمین: ربطی داره به شما؟
دبیر خیلی آروم چشماش رو مالید و ول کن شد
بچه ها نشستن.
...........
۲ دقیقه مونده بود به زنگ که دبیر گفت:
دبیر: فردا از این قسمتی که درس دادم امتحان میگیرم خوب بخونید
همه بچه ها قیافشون در هم شد چون میدونستن دبیر فیزیک یا امتحان نمیگیره یا دهنمون رو سرویس میکنه.
دبیر داشت از کلاس خارج میشد که جیمین داد زد..
جیمین: چیه باز میخوای یه امتحان بگیری همه ۰ بشه نمرشون؟
دبیر: آقای پارک بهتره بس کنی باشه؟
و از کلاس با قدمای محکم خارج شد.
همه داشتن به جیمین نگاه میکردن .
یه پوزخند زد و نشست سر جاش و سرش رو گرفت
هان از جاش بلند شد و سمت میز ما اومد
هان: جیمین این چه کاری بود کردی
کوک: ببین من میدونم از فیزیک متنفری اما دلیل نمی....
جیمین: نه نه بخاطر اون نیست
و بعد اون حرف از کلاس خارج شد.
∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
p2
همه رفتیم تو کلاسمون...
من و جیمین کنار هم میشینیم
جیمین: وای زنگ اول فیزیکه من نمیخوام متنفرم از فیزیک
کوک: وای اره
هان: وای بد تر زنگ بعدیش هم ریاضیهههه من میمیرم
جیمین تا اومد حرف بزنه دبیر فیزیک اومد
دبیر:سلام بچه ها
همه به احترام دبیر وایستادن جز جیمین
راستش دبیر فیزیک انگار با جیمین مشکل داشت اما بنظر من جیمین با هاش مشکل داره بخاطر این کار هم تا الان چند بار تنبیه شده اما چون خیلی کله شقه ول کن نیست.
دبیر: پارک جیمین تو چرا واینستادی؟
جیمین: ربطی داره به شما؟
دبیر خیلی آروم چشماش رو مالید و ول کن شد
بچه ها نشستن.
...........
۲ دقیقه مونده بود به زنگ که دبیر گفت:
دبیر: فردا از این قسمتی که درس دادم امتحان میگیرم خوب بخونید
همه بچه ها قیافشون در هم شد چون میدونستن دبیر فیزیک یا امتحان نمیگیره یا دهنمون رو سرویس میکنه.
دبیر داشت از کلاس خارج میشد که جیمین داد زد..
جیمین: چیه باز میخوای یه امتحان بگیری همه ۰ بشه نمرشون؟
دبیر: آقای پارک بهتره بس کنی باشه؟
و از کلاس با قدمای محکم خارج شد.
همه داشتن به جیمین نگاه میکردن .
یه پوزخند زد و نشست سر جاش و سرش رو گرفت
هان از جاش بلند شد و سمت میز ما اومد
هان: جیمین این چه کاری بود کردی
کوک: ببین من میدونم از فیزیک متنفری اما دلیل نمی....
جیمین: نه نه بخاطر اون نیست
و بعد اون حرف از کلاس خارج شد.
∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
- ۵۷
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط