داشتم از علاقه ام می گفتم

داشتم از علاقه ام می گفتم

حرفم را قطع کرد

گفت من یکی را دوست دارم

که مرا دوست ندارد

گفتم من هم ...

گفت تا ابد دوستش خواهم داشت ...

با ترس دستش را گرفتم

گفتم من هم ...

دستم را رها کرد

کنارم بود اما سهم من نه

یادم رفته بود که زندگی همین است

من با عشق کسی دیگر

و عشق من با دیگری

این تنها وجه اشتراکمان بود ...


#ماهِ_من

#پیمان_شمس
دیدگاه ها (۱۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 206♡⁠。⁠)⁩يکي از...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

قسمت ۷

پارت 3 🍷: عزیز ترین دشمن من: 🍷ویو جیمین: کلاس های زیادی رو ر...

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

پارت ۴۵سال‌ها بعد، دوباره به همان کلاب بلک رز برگشتیم.همان د...

چند پارتی

کپشن مهمههه🐥🎀عروسک من😈🔞پارت نوزدهم "فرشته"موهای موج دارمو شا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط