من آدم صبوریم خیلی صبور،شاید ساعت ها قضاوتم کنی من به جای

من آدم صبوریم خیلی صبور،شاید ساعت ها قضاوتم کنی من به جای شلیک کلمات به سمت مغزت سکوت کنم،شاید نمک بریزی رو زخمم ولی دوا بشم برای زخمای دلت ولی یادت باشه این صبر کردنا پشتش به دریا نیست! یه روزی مث کوه آتشفشان هرچی جمع شده فوران میکنه!
نمیگم بترس از روزی که صبرم تموم شه چون قرار نیست جنگ جهانی سوم به پا شه
فقط اون روز دیگه دوسِت ندارم،اون روز هرچقدم با منطقم برات بجنگم نمیتونم باهات هم کلام شم،اون روز ترجیح میدم به جای نگاه کردن به چشمات به پیامای بازرگانی که همیشه حوصله سر بر بودن نگاه کنم
من متنفرم از یهویی رفتنا از یهویی سرد شدنا
نذار بخاطر توی لعنتی کاری رو که دوست ندارم انجام بدم...
‌
دیدگاه ها (۱)

درخواستی چیفویو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

چند روز بعد، همه‌چیز کاملاً عادی به نظر می‌رسید.تا اینکه یک ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

Contract 🍷#contract 𝑃𝑇16ویو هویج: شاید بعضی وقتا دست دوستی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط