{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمه شب در بستر خاموش سرد 

نیمه شب در بستر خاموش سرد 
ناله کرد از رنج بی همبستری
سر ، میان هر دو دست خور فشرد
از غم تنهایی و بی همسری
رغبتی شیرین و طاقت سوز و تند 
 در دل آشفته اش بیدار شد 
گرمی خون ، گونه اش را رنگ زد 
روشنی ها پیش چشمش تار شد 
 آرزویی ، همچو نقشی نیمه رنگ 
سر کشید و جان گرفت و زنده شد
شد زنی زیبا و شوخ و ناشناس
چهره اش در تیرگی تابنده شد 
 دیده اش در چهره ی زن خیره ماند 
 ره ، چه زیبا و چه مهر آمیز بود 
 چنگ بر دامان او زد بی شکیب 
 لیک رویایی خیال انگیز بود
 در دل تاریک شب ، بازو گشود 
وان خیال زنده را در بر گرفت 
اشک شوقی پیش پای او فشاند 
 دامنش را بر دو چشم تر گرفت 
 بوسه زد بر چهره ی زیبای او 
بوسه زد ،‌اما به دست خویش زد 
خست با دندان لب او را ، ولی
بر لبان تشنه ی خود نیش زد
گرمی شب ، زوزه ی سگ های شهر پرده ی رؤیای او را پاره کرد 
 سوزش جانکاه نیش پشه ها
درد بی درمان او را چاره کرد 
 نیم خیزی کرد و در بستر نشست 
 بر لبان خشک سیگاری نهاد 
 داور اندیشه ی مغشوش او 
 پیش او ، بنوشته ی مغشوش او 
 پیش او ، بنوشته طوماری نهاد 
وندر آن طومار ، نام آن کسان 
 کز ستم ها کامرانی می کنند 
دسترنج خلق می سوزند و ، خویش
فارغ از غم زندگانی می کنند 
نام آنکس کز هوس هر شامگاه 
 در کنار آرد زنی یا دختری
روز ، کوشد تا شکار او شود 
 شام دیگر ،‌ دلفریب دیگری
او درین بستر به خود پیچید مگر 
 رغبتی سوزنده را تسکین دهد 
وان دگر هر شب به فرمان هوس
نو عروسی تازه را کابین دهد 
سردی ی تسکین جانفرسای او 
 چون غبار افتاد بر سیمای او 
 زیر این سردی ، به گرمی می گداخت 
اخگری از کینه ی فردای او
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۶ 🖤جینا با دیدن عکس رنگش پرید.— «ات، به خدا من هیچ کار...

معاملهp261جونگ‌کوک آرام روی پاهای تهیونگ نشست؛ هنوز بدنش از ...

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۹

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 26آن شب، ویولت و هوسوک در مهمان‌خانه...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

فاصله یک لبخند تا جنون

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

P7اجوما طناز را از راهروی اصلی جدا کرد و وارد بخش غربی عمارت...

چندپارتی جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط