black flower(p,185)
black flower(p,185)
یک ماه بعد .
ویو تهیونگ
خانواده هان من رو در یک مهمونی به خونه شون دعوت کردن و ازم خواستن که دوست پسرم رو هم همراه خودم به مهمونی ببرم ،
الان چه غلطی کنم ؟ جونگکوکککککک......
پس با جونگکوک تماس گرفت .
بعد از دو بوق جواب داد
تهیونگ: جئون .
جونگکوک : چیشده تهیونگ ؟
تهیونگ: شب اماده باش میریم مهمونی .
جونگکوک : اوه جناب کیم دست و دلباز شده؟
تهیونگ: جئون تمومش کن ، ساعت ۸ بیا دنبالم باهم بریم .
جونگکوک : باشه
و قطع کرد
تهیونگ: پسرهههه بی تربیت یعنی بلد نبود خداحافظی کنههههه
(#فلش بک ساعت _ ۸ شب)
ویو تهیونگ
روی کاناپه نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد .
تهیونگ: بله ؟
جونگکوک : تشریف بیارید پایین شاهزاده 😂
تهیونگ :مسخره میکنی ؟
جونگکوک : نه بیا پایین .
و قطع کرد .
تهیونگ : برخلاف مادرش اخلاق صفر
یک ماه بعد .
ویو تهیونگ
خانواده هان من رو در یک مهمونی به خونه شون دعوت کردن و ازم خواستن که دوست پسرم رو هم همراه خودم به مهمونی ببرم ،
الان چه غلطی کنم ؟ جونگکوکککککک......
پس با جونگکوک تماس گرفت .
بعد از دو بوق جواب داد
تهیونگ: جئون .
جونگکوک : چیشده تهیونگ ؟
تهیونگ: شب اماده باش میریم مهمونی .
جونگکوک : اوه جناب کیم دست و دلباز شده؟
تهیونگ: جئون تمومش کن ، ساعت ۸ بیا دنبالم باهم بریم .
جونگکوک : باشه
و قطع کرد
تهیونگ: پسرهههه بی تربیت یعنی بلد نبود خداحافظی کنههههه
(#فلش بک ساعت _ ۸ شب)
ویو تهیونگ
روی کاناپه نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد .
تهیونگ: بله ؟
جونگکوک : تشریف بیارید پایین شاهزاده 😂
تهیونگ :مسخره میکنی ؟
جونگکوک : نه بیا پایین .
و قطع کرد .
تهیونگ : برخلاف مادرش اخلاق صفر
- ۲۴.۸k
- ۱۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط