روز مرگم چه روز شلوغیست چه درد اور است هر قدر که نبودی ام
روز مرگم چه روز شلوغیست چه درد اور است هر قدر که نبودی امروز هستی زیر تابوتم را می گیری چرا؟
تو که می دانی از هر فاصله ای حست می کنم پس چرا جسم بی جانم را هوایی میکنی؟
سرد شدم یخ زدم خوشحال بودم که دیگر چیزی را حس نمی کنم ولی باز هم دستانت گرمم کرد ببینم دیگر نگران ان نیستی که کسی تو را با من ببیند اشک میریزی چرا؟
گفتم:دوستت دارم.تو گفتی:بمیر.
من فقط خواستم حرفت رو زمین نندازم.
مادرم را میبینی گل رزی که اوردی ارامش نمی کند...
جفا کردم تنها به او فقط...
او مرا با همه ی اشتباهاتم دوستم داشت امروز اینجا این خاک سرد تمام ان چیزیست که تو برای من خواستی و عشق و عشق و عشق تمام ان چیزی بود که من برای تو خواستم.
عشق و مرگ تراژدی زیبایی نیست نه؟؟؟!!!
تو که می دانی از هر فاصله ای حست می کنم پس چرا جسم بی جانم را هوایی میکنی؟
سرد شدم یخ زدم خوشحال بودم که دیگر چیزی را حس نمی کنم ولی باز هم دستانت گرمم کرد ببینم دیگر نگران ان نیستی که کسی تو را با من ببیند اشک میریزی چرا؟
گفتم:دوستت دارم.تو گفتی:بمیر.
من فقط خواستم حرفت رو زمین نندازم.
مادرم را میبینی گل رزی که اوردی ارامش نمی کند...
جفا کردم تنها به او فقط...
او مرا با همه ی اشتباهاتم دوستم داشت امروز اینجا این خاک سرد تمام ان چیزیست که تو برای من خواستی و عشق و عشق و عشق تمام ان چیزی بود که من برای تو خواستم.
عشق و مرگ تراژدی زیبایی نیست نه؟؟؟!!!
- ۲.۴k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط