با هر سلام صبح به آقای بی کفن

با هر سلام صبح به آقای بی کفن
انگار روبروی حرم ایستاده ایم
شکر خدا که نان شب ما حسین شد
ممنون لطف مادر این خانواده ایم
بال ملائکه است که ما را می آورد
یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم
داریم با "حسین حسین" پیر می شویم
خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن او...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

برادر ناتنی

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — مقدمهعصر یک روز بهاری بود.خیابان شلوغ بود؛...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p70لبخند هوانگ آروم محو شد._«پس بریم درب...

🔴 یک تصویر عالی برعنداز سوز ببینید تا حالتون خوب بشه🔹 پلاکار...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

فصل سوم: شامِ نقاب‌هافردا شب، عمارت جئون برخلاف سکوتِ مرگبار...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

پارت۴۶اعلامِ پدرصبح، عمارتِ کیم برخلاف همیشه شلوغ بود. ماشین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط