پارت ۹

ویو آیکو:
داشتیم میرفتیم مدرسه که دیدم بازم اون جوجه تیغیه داره با کلم بروکلیه دعوا میکنه . نمیدونم مشکلش با اون بدبخت چیه؟ (-_-)
رفتم جلو،
آیکو: جوجه تیغی ، چرا بهم پیام ندادی؟؟🗿🗿
باکوگو: چی میگی توووووووو؟؟ چرا باید به توی لعنتی پیام بدم؟؟
آیکو: چون که تو از من خوشت میاد👍🏻🗿
باکوگو: نه خیرررممممممم
آیکو: چشم غره*
رو به دکو: نگاه کن این نمی خواد به من اعتراف کن ولی تو کلم بروکلی🥦 خوبی باش و به اوچاکو اعتراف کن @ _ @
دکو: سرخ* ... من.. منظورت چیه؟😅😅
آیکو: آی خدا من نمیدونم شما پسرا چرا اینطوری میکنین؟ خب برین اعتراف کنین تموم شه دیکه ، اون داداش خر منم ب مومو اعتراف نمیکنه...😩🥱
شوتو از اون پشت*
: چی داری میگی ؟
آیکو:😐
آیکو: آی بابا... یه هر حال من منتظرت میمونم جوجه تیغی 🤷‍♀️
و بعدشم رفتم ولی فهمیدم اون جوجه تیغیه کلی خجالت کشیده جلوی بقیه کلا داره حرصص میخورههه😃
ایول!😁
_____________________________

توی کلاس:
ویو آیکو:
توی کلاس بودیم که دیدم دکو و اورارکا دارن خیلی تفلون باهم حرف میزنن 😮‍💨
گفتم این باکوی خر ک به من اعتراف نمی کنههه🥲 حداقل این دو تا باید یجوری به هم برسن
پس دنبال یه راهی گشتم .......






دوستان ... سلام اینم پارت....
و... خدافظ
کامنت بزارید
بای بای🦥🪱
دیدگاه ها (۸)

سناریو:زخم التیامی/پارت ۵(موقعیت:UA ) (زمان: ۶:۴۲)**نویسنده*...

پنهان عشق

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۰

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

#برادر ناتنی من

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

P16ویو دامیال(,نکته دامیال داخل حمام هست)نکنه نه نه محال. م...

ازدواج از اجبارChapter:2P:2"ویو الیزابت"رفتم نزدیکش زدم تو گ...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط