پارت 7
پارت 7 خورشید گرفتگی : روز تیم کشی:
بعد از یک شب بسیار زیبا بالاخره نوبت این روز رسید ناروتو پیش معلم کاگه بونشین زد معلم هم ناروتو را قبول کرد و کلاس را ادامه داد زنگ اخر رسید قبل از اینکه معلم به کلاس بیاید ساسکه روبه ناروتو گفت هی دختره ی کله زرد بیا اینجا. ناروتو نسبت به کلمه ی دختره ی کله زرد حساس شد چون یک روباه شیطانی او را با این اسم صدا میکرد بلافاصله جواب داد اسمم ناروتو است.
ساسکه گفت ببین ناروتو اگه اتفاقی توی یک گروه افتادیم
- اگه افتادیم چی میشه هندوانه ی مغرور؟
- چی؟هندوانه ی مغرور؟من؟
ناروتو روی میز ساسکه امد(آخ جان بالاخره این صحنه) و گفت اره منظورم با تو بود ناگهان دستی از پشت به ناروتو برخورد کرد ناروتو روبه جلو رفت و صورتش به صورت ساسکه نزدیک میشد که ناگهان کتابی بینشان امد سوکاسا بود(تروخدا فحشش ندین منم فوش ندین) ساسکه نمیدانست سوکاسا را فوش بدهد یا از او تشکر کند زیرا امادگی بوسه را نداشت ولی دلش هم میخواست اولین بوسه ی ناروتو برای خودش باشد خلاصه که معلم امد و تیم بندی شروع شد رسید به تیم شماره ی 6 سوکاسا ، یامادا(پسر یاماتو هست ها) و یوکی(فعلا پیشینه ای ندارد اما میتواند از عنصر اب به خوبی استفاده کند و اوه و اینکه او هم از دهکده ای دیگر است و دو سه سال پیش به اینجا امده) چهره ی ناروتو در هم رفت و ساسکه لبخندی پیروز مندانه زد و معلم اعضای تیم 7 را گفت ناروتو، ساکورا(سلام ساکورا بالاخره اومدی به داستان) و ساسکه و الان در این تیم یک نفر بسیار خوشحال و یک نفر خنثی و نفر اخر بسیار غمگین بود
اینم پایان پارت 7 معذرت میخواهم که کوتاه بود ولی پارت های بعد جبران میشه تازه قراره جاهای جذابش برسه
بعد از یک شب بسیار زیبا بالاخره نوبت این روز رسید ناروتو پیش معلم کاگه بونشین زد معلم هم ناروتو را قبول کرد و کلاس را ادامه داد زنگ اخر رسید قبل از اینکه معلم به کلاس بیاید ساسکه روبه ناروتو گفت هی دختره ی کله زرد بیا اینجا. ناروتو نسبت به کلمه ی دختره ی کله زرد حساس شد چون یک روباه شیطانی او را با این اسم صدا میکرد بلافاصله جواب داد اسمم ناروتو است.
ساسکه گفت ببین ناروتو اگه اتفاقی توی یک گروه افتادیم
- اگه افتادیم چی میشه هندوانه ی مغرور؟
- چی؟هندوانه ی مغرور؟من؟
ناروتو روی میز ساسکه امد(آخ جان بالاخره این صحنه) و گفت اره منظورم با تو بود ناگهان دستی از پشت به ناروتو برخورد کرد ناروتو روبه جلو رفت و صورتش به صورت ساسکه نزدیک میشد که ناگهان کتابی بینشان امد سوکاسا بود(تروخدا فحشش ندین منم فوش ندین) ساسکه نمیدانست سوکاسا را فوش بدهد یا از او تشکر کند زیرا امادگی بوسه را نداشت ولی دلش هم میخواست اولین بوسه ی ناروتو برای خودش باشد خلاصه که معلم امد و تیم بندی شروع شد رسید به تیم شماره ی 6 سوکاسا ، یامادا(پسر یاماتو هست ها) و یوکی(فعلا پیشینه ای ندارد اما میتواند از عنصر اب به خوبی استفاده کند و اوه و اینکه او هم از دهکده ای دیگر است و دو سه سال پیش به اینجا امده) چهره ی ناروتو در هم رفت و ساسکه لبخندی پیروز مندانه زد و معلم اعضای تیم 7 را گفت ناروتو، ساکورا(سلام ساکورا بالاخره اومدی به داستان) و ساسکه و الان در این تیم یک نفر بسیار خوشحال و یک نفر خنثی و نفر اخر بسیار غمگین بود
اینم پایان پارت 7 معذرت میخواهم که کوتاه بود ولی پارت های بعد جبران میشه تازه قراره جاهای جذابش برسه
- ۵.۷k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط