{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part20

"ات"
این اولین باری بود که میدیدم گریه کنه..هر بار کسی بهم توهین میکرد بهش حمله میکرد و کتکش میزد..اما..جونگ کوک هم....پس چرا ازم خواست برا مادرش پرستاری کنم معنی اون حرفاش پس چی بود‌..میخواست درد سرمو کمتر کنه که خودش راحت تر باشه...فقد بخاطر خودش؟
فلش بک.....
کوک : تو دوسش داشتی؟
ات : ا..اوهوم*بغض*
کوک : ولی اون ازت سو استفاده کرد
ات : اوهوم
کوک : میدونی...همچین کسایی رو نمیشه عوض کرد..نمیخوام تو مسائل زندگیت دخالت کنم...ولی اگه بهش فکر نکنی بهتره...اون الان خوشحاله ولی تو داری بیشتر افسرده میشی
ات : شاید.‌.حق با شما باشه
کوک :*لبخند* سعی کن به چیزای مثبت فکر کنی...اینکه چه دوستایی داری...سوجین..همکارات...ادمای بد تورو فراموش میکنن تو هم با کارات بیشتر داری خودتو داغون میکنی....اونارو هم میشه فراموش کرد‌‌‌...فک نکن همیشه باهاتن...دوستات از این ادما بیشتر ارزششو دارن که بهشون فکر کنی
ات : *لبخند*واقعا به همچین حرفایی نیاز داشتم
کوک : *لبخند*

____________

کوک : برام مهم نیس اون یارویی که اذیتت میکرد کی بود...ولی تو الان بین خانواده جئونی‌....
ات : اقای جئون...خواهش میکنم ولم کنین
کوک : میخواین تا اخر اینطوری صدام کنین؟ات
ات :*بدون جواب*
کوک : تو الان تو خونه منی..و من میگم که باید اینجا راحت باشی...هیچ دلیلی نداره که بخوای اینجا معذب باشی....


پایان فلش بک



ات : "بغض"
سوجین : خودت ۳ روزه باهاش بودی...حتما فهمیدی
ات : فک کردم که درکم کرده "بغض"
سوجین : دیگه به همچین چیزی فکر نکن..هیچکی درکت نمیکنه...اینقد ساده نباش..ادما ترسناکن..فقد به فکر خودشونن...
دستشو رو سرم گزاشت و نوازش کرد
سوجین : کسی ارزششو نداره بخاطرش خودتو داغون کنی...به فکر خودت باش..فقد خودت..فقد زندگیت..فقد کارت..فقد پولت...خودارشکر همه چی داری..پس خودتو خوشبخت کن...این حرفمو دیگه دوباره نمیزنم...


شرایط پارت بعد
۱۰۰ لایک
۱۰۰ کامنت
فالوور تا ۵۰۰
دیدگاه ها (۱۵۴)

آت: من مطمنم کار میرا هستش کوک : آت باورم نمیشه شاید میرا دا...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

چند پارتی درخواستی

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

چندپارتی جونگ کوک

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط