#دیدار_دوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_63

+کوک

ــ جونم

+عاشقتم

ــ من بیشتر

(گوشی ا/ت زنگ میخوره)

+الو

&مامانی

+جونم

&من حوصلم تو خونه سر رفته مگه قول ندادی زود بیای.

+باشه تا نیم ساعت دیگه میام.

&باشه فقط زود بیا
خداحافظ.

ــ کی بود؟

+جو وون بود.

دیگه بریم خونه

ــ سوارشو تا بریم.

+باشه

ویو رسیدن به خونه

+سلام

م کوک: سلام کجا بودین؟

ــ هیچی فقط رفته بودیم یکم دور بزنیم.

&بابایی

ــ جونم

&میشه منو ببرین پارک آخه حوصلم سررفته.

ــ باشه برو آماده شو تا بریم.

ادامه دارد..................
دیدگاه ها (۰)

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

پارت دهم

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

رئیس دوست داشتنی من پارت پنجم صبح بود ومن درسرکارمشغول به کا...

اجبار به بدبختی پارت ۴۷

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

- باشه ( براید استایل بغلش کردمو بردمش توی حموم و گفتم)-  تا...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

Iove and the moonPart⑤3ویو فردا صبح کوک●با کلی نگرانی از خو...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط