#پارت اول : با صدای مامان که داشت با من حرف میزد از فکر ب

#پارت اول : با صدای مامان که داشت با من حرف میزد از فکر بیرون اومدم : زود با همه پایین منتظرن مگه یه لباس پوشیدن چقدر طول میکشه کلافم کردی تو دختر و بعد ادامه داد:نه به اون قبول نمیکنم هات نه به این که حالا داری خودت رو براش خفه میکنی و اماده میشی با کلافگی گفتم: مامان جان تو برو منم دیگه الان تموم میشه میام پایین
با خنده گفت: ای من به فدای ایم دختر گلم بشم باشه گلم
بعد از رفتن مامان اشکام جاری شد حالا من بدون مامان و باباکجا برم ولی سریع این فکر رو پس زدم من وقت برای تلف کردن نداشتم سریع شالم رو روی سرم انداختم و به سمت تراس رفتم و از بالا به پایین نگاه کردم فاصله زیادی نداشت خوب بودبه این که خونش دوبلکس بود ولی خیلی نقلی جمع و جور بود مامان بابای ما رو باش وضع طرف فقط کمی بهتر از ما بود سریع دستم رو گرفتم به میله ی حفاظ تراس تو دلم به امید خدایی گفتم و پریدم پایین ولی از شانس بدم پام پیچ خورد اه لعنتی بازم خوب بود همه داخل بودن کسی منو نمی دیدولی به هر جون کندنی بود بلند شدم درد داشتم دلم میخواست جیغ بزنم ولی الان جاش نبود لبم از شدت درد گاز میگرفتم که صدام در نیاد اروم اروم به طرف در رفتم حالا خوبه لباس عوض کردم که کسی شک نکنه به در حیاط که نزدیک شدم برادر به اصطلاح داماد رو دیدم در حال پیپ کشیدن روح از تنم جدا شد این اینجا چی میخواست ولی .....
دیدگاه ها (۴)

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

{عشق بی پایان}پارت:۳ات بغض کرد+چرا میخندی؟(بغض)_ببخشید برو ا...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:7ویو «سلین»که رفتیم به بوفه هر دو...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط