بعدش تا هتل همون جوری بدون لباس روی صندلی پشت بودی

بعدش تا هتل همون جوری بدون لباس روی صندلی پشت بودی
رسیدین جیمین رفت توی پارکینگ و یک دفعه تهیونگ کوک و جین رو دید تهیونگ اومد سمت ماشین جیمین ا/ت کجاست
تو جیغ زدی و تهیونگ رو صدا کردی و بعد از حال رفتی
تهیونگ رد ماشین رو باز کرد
تهیونگ ، چی جیمین کار توعه ا/ت چرا اینجوری
جیمین ، چی مگه دوست دخترمه
تهیونگ ، چی مگه اون بهت جواب رد نداد
جیمین ، چرا ولی باید برای من باشه
تهیونگ، هیچ بایای وجود نداره تو یه متجاوز گری
جیمین ، وای بسته به توچه
تهیونگ ، دهنت و ببند عوضی بیشعور
تهیونگ تورو از توی ماشین بیرون آورد و کت چرم کوک رو روت انداخت و تورو توی اتاقش برد
کوک در زد و اومد توی اتاق چی شد تهیونگ چرا جیمین اینطوری شده
تهیونگ، نمیدونم حالا خوب اومدیم اینجا
بهوش اومدی و تهیونگ و کوک رو بالای سرت دیدی
ا/ت ، وای خدا بچه ها میشه به من نگاه نکنی
تهیونگ ، دیگه دیر ولی نگران نباش این یه راز اوکی
ا/ت ، اره
پارت ۹
دیدگاه ها (۵)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

تکپارتی جونگ کوک

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

مافیای من

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط