تلخ و شیرین p9کمدی😂
یونگی از آیدا بپرس . یونگی : امروز رفتی سراغ مسواک یکی تا روزگارش رو خراب کنی ؟ از زبون یونگی: وقتی شیدا گفت بپرسم هیچ به ذهنم نیومد به جز این. آیدا: راستش اعتراف میکنم من رفتم سراغ مسواک یونگی و اون تا ته وارد توالت کردم و خوب داخل خمیر دندونش هم یه عالمه سس تند ریختم. یونگی: برای همینه که امروز دهنم مبارک شده. آیدا: شرمنده برادر اما خیلی رومخم بودی . یونگی : که رو مخت بودم 🙂 دارم برات . آیدا: قشنگ تا میتونی سعی کن انتقام بگیری 😜. شیدا: خیلی خوب بسه، آیدا چرخونه رو بچرخون، کوک در مقابل مارال، شیدا :کوکی از مارال بپرس. کوک: عا چرا انقدر بی احساسی ؟. درون مارال: وادافاززززز این چی من چی من بی احساسم هعیییییی البته اینا چهره بی روحم می بینن ولس از درون مثل چی احساسی هستم بی خیال . مارال: به تو ربطی نداره 🤨. کوک:😶🌫️ عا خوب چیزه چرا آیدا خیلی یونگی دوست داره . مارال: سوال دیگه ای نداره ؟ . کوک: نه همین جواب بده. مارال: چون تو رو دوست داره 😐 خوب من مگه از احساس اون باخبر هستم مگه علم غیب دارم؟. کوک : نه عا خوب پس جرعت داری مثل اپن صحنه یکی از کنسرت هاتون مثل گربه بپری. مارال: آره. * و مارال حرکت پرش گربه رو انجام میده * کوک: واووووو😯. شیدا : خوب مارال چرخونه رو بچرخون. شیدا: نامجون در مقابل آیدا: نامجون از آیدا بپرس. آیدا : همین اول جرعت رو انتخاب میکنم. نامجون : عا خوب اوم اها یونگی ب&ب&و&س* آیدا: دیگه چی من عمرا این کارو بکنم. شیدا : توی سوال جرعت نمیشه سوال عوض کرد. آیدا : ای خدا خیرت نده من الان این وسط چیکار کنم . پینکی: مشخصه جرعت انجام بده بره پی کارش. آیدا: عررررر🥲 سگ تو همه چی.... الله اکبر زشته هعیییی باشه قبول
یونگی: جرعت نداری بهم نزدیک بشی فهمیدی. آیدا: میخوای نابودم کنی ( با همون لحنی که پدران گرامی دلشان به حالتان میسوزد ) درون یونگی: آخه گناه داره چی گناه نداره اون منو صبح از بین برد هنوز طمع اون فلفل اون بوی ... توی دهنمه. لعنتی خیلی کیوته اه بزار راحت یه لحضه جرعت انجام بده بره. نه نمیشه شوگا. گناه داره شوگا. ( وی با خود درگیری دارد )یونگی: باشه بابا قبوله.* واکنش اعضا:😶🌫️ محو شدن بیچاره ها * آیدا: آروم رفتم سمت یونگی خواستم لپشو ب&ب&و&س&م* که. شیدا: خواهر لپس😐. آیدا: هعییی باشه * و بله آیدا یونگی را بو&سی&د* جهت اطلاع به خوانندگان گرامی انشالله همه شما را در جهنم می بینم 😂* درون یونگی: عرررر دختر چه بوی خواصی داره انگار که رسما اومم.... اها بوی توت فرنگی میده شت خیلی کیوته عرررررر شوگاااا تو داری چی واس خودت میگی بی خیال شو این دختره از سرت بیرون کن. هوم ولی نمیشه خیلی کیوته تازه علاوه بر اون خیلی باحاله اهههه بی خیال * بچم خیلی درگیره '_'. *و اما شرایط پارت بعد ۱۰ تا لایک ۵ تا کامنت
یونگی: جرعت نداری بهم نزدیک بشی فهمیدی. آیدا: میخوای نابودم کنی ( با همون لحنی که پدران گرامی دلشان به حالتان میسوزد ) درون یونگی: آخه گناه داره چی گناه نداره اون منو صبح از بین برد هنوز طمع اون فلفل اون بوی ... توی دهنمه. لعنتی خیلی کیوته اه بزار راحت یه لحضه جرعت انجام بده بره. نه نمیشه شوگا. گناه داره شوگا. ( وی با خود درگیری دارد )یونگی: باشه بابا قبوله.* واکنش اعضا:😶🌫️ محو شدن بیچاره ها * آیدا: آروم رفتم سمت یونگی خواستم لپشو ب&ب&و&س&م* که. شیدا: خواهر لپس😐. آیدا: هعییی باشه * و بله آیدا یونگی را بو&سی&د* جهت اطلاع به خوانندگان گرامی انشالله همه شما را در جهنم می بینم 😂* درون یونگی: عرررر دختر چه بوی خواصی داره انگار که رسما اومم.... اها بوی توت فرنگی میده شت خیلی کیوته عرررررر شوگاااا تو داری چی واس خودت میگی بی خیال شو این دختره از سرت بیرون کن. هوم ولی نمیشه خیلی کیوته تازه علاوه بر اون خیلی باحاله اهههه بی خیال * بچم خیلی درگیره '_'. *و اما شرایط پارت بعد ۱۰ تا لایک ۵ تا کامنت
- ۷.۴k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط