ای حضرت عشق...ارام جونم....اقا دیروز باز بارون بارید...من

ای حضرت عشق...ارام جونم....اقا دیروز باز بارون بارید...من خجالت میکشم اقا در قبال شما...همون شبی که تو کربلا بودم هوا به قدری خاکی بود دعا کردم بارون بیاد....صبح موقع اذان بیدار شدم و مامانم گفت بارون داره میباره....اقا من نمیدونستم دیگ چیزی بگم....
دیدگاه ها (۲)

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۴| پیام صبحگاهی م...

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

یا حسین.....اقا از خجالت اب شدم...اون روزی که تو کربلا بودم....

#آروزی بارانیه داستان از خودمدوشنبه هوا خیلی خاکی بود و همه ...

°^°اقا جان خودت میدونی هرشب به یادتم ولی شبای جمعه برام یه ح...

رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻part ⁴⁶شاید الان با خودت...

پارت 35(جونگوون و سوهیون رفتن روی حیاط)&سوهیون این جیک همون ...

میرم نون بگیرم وقتی هزار تومن می دم سنگک بگیرم شاطر میگه مرد...

یعنی میخوام بگم خوبه حالم دکتر ...بهترم خیلی ...از پریشب که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط