{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق دوطرفه

#عشق دوطرفه
پارت بیست و پنچ.......
#تکپارتی #چندپارتی #رمان#هیونجین#استری کیدز
پارت بیست و پنچ.....

ا. ت پشت به جماعت برگشت و گل رو پرت کرد
همه مشتاق منتظر بودن گل به کی میوفته ولی به هیچکدام دخترا نیوفتاد از روی انها رد شد و بر روی مادر هیونجین افتاد

ا. ت و هیونجین از خنده ترکیده بودن

م. ه: ینی چی الان این گل چرا رومن افتاده
هیون: احتمالا یکیو داری این گل قسمتت شده 🤣
م. ه: خفه شو بچه
ا. ت و هیون: 🤣🤣🤣🤣

هیونجین اروم گردن ا. تو بوسید و طوری که کسی نشوه گفت: بی صبرانه منتظر شب هستم
ا. ت: یاااا هیون اذیتم نکن
هیون: من اذیت میکنمم؟
ا. ت: اره
هیون: تو هرچقدر بهونه میاری بیار من جار خودمو میکنم

همه درحال خوردن شام بودن که این دوتا بحث میکردن
م. ا. ت: بابا اینقدر بحث نکنین بیاین شام تموم شد
هیون: راس میگ با شکم خالی بچمون خوب درنمیاد
ا. ت: یااااااااا
دیدگاه ها (۱)

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

پارت هشتمباهم سوار موتور شدین و یه گوشه شینیچیرو زد کنار و پ...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط