p⁴

p⁴
بورا:جیمی....
جیمین:هیسسس
ا.ت ازشون عکس گرفت
جیمین: خوبی؟
بورا:خیلی خری
جیمین: واسه‌ چی
بورا: آخه کیوتک من تو اینجا چیکار میکنی
جیمین: میخواستم سوپرایزت کنم
بورا:ولی مگه نمیری سر کارررر
جیمین:امروز تعطیلم
بورا: اها میگم جیمین بیا باهم دیگه زندگی کنیم ما که دیگه مثل یک خواهر و برادریم
جیمین: اتاق من کجاست؟
بورا: وییییی اونجا
ا.ت: کویوتا ی جنگی:))))
بورا: هیییی ا.تتتت
ا.ت: راست میگم دیگه یه دقیقه آشتی این یه دقیقه مثل سگ و گربه به جون هم افتادین:))))
بورا و جیمین: راست میگه ها
جیمین: خدافس
بورا: کجااااا؟ جیمیننننن نمیشنوییی کجاااااااا
جیمین:تخت خواب میای؟
بورا: توف تو روت فقط تو بیا بیرونننننن
ا.ت: دیدی گفتم:)))
بورا: پدصگگگگگگگگگگگ
ا.ت: یا امام جعفررررررر
بورا: گوه نخوررررررر
ا.ت : مگه من تورو میخورمممممم
بورا: عننننن همونجا وایسا کاریت ندارم
ا.ت: خر خودتی پس اون دمپایی تو دستت چی میگهههه
بورا: میکشمتتتتتت
ا.ت: فرارررررررر
(گذشت ۱ روز)
بورا:جیمیننننن بیدار شوووو فقط بیا بیرونننن
جیمین: گو نخور خوابم میاد
بورا: الان میام
ویو بورا
رفتم سطل آب رو برداشتم آب یخ ریختم توش چندتا هم توش یخ انداختم گذاشتم سرد شه بعد اومدم پیش جیمین گفتم
بورا: برادر قشنگم قربونت برم بیدار شو
جیمین: قربونت نه شب خوش
پتو رو اونور داد
سطل آب رو روش خالی کردم و در رفتم و درو بستم
ویو جیمین
یهو دیدم یاااااااااا کی آب ریخت پدصگگگگگگگگگ
درو کوبیدم باز کنه فقط بیا بیروننن تیکه تیکت میکنمممممممم
بورا:خوبی مامانم عععع:)))))
جیمین توف تو روتتتت
ا.ت: بورااااااااااا
بورا: دردددد بی درمووووون
ا.ت: چه گوهی مخوری؟
بورا: ام ساری تورو نمیخورم
ا.ت:عنننننننن
بورا: تووووووو
جیمین: درد بگیریننننن درو باز کنننن
بورا: باشه دلم سوخت
دیدم بالا خره درو باز کردم تند تند رفتم سراغ حموم بعد آب گرم رو باز کردم اخیششششش چه گرمه خوبه ارهههه
ا.ت و بورا رو دیدم که دارم میمیرن از خنده سریع درو بستم و لباسامو در آوردم ولی حموم چقد خوبهههههع
........
وقتی حمومم تموم شد لباسامو گرفتم و پوشیدم رفتم بیرون و یک فحش غلیظی تو دلم بهش دادم که....
یهو صدای زنگ اومد
یعنی کیه؟
بورا اومد تا باز کنه بهش گفتم
وایسا بزار من ببینم
وات؟ این دیگه کیه؟
ا.ت: بزار ببینم نه نمیشناسم بورا تو میشناسی؟؟
ویو بورا
نگا کردم دیدم هیههه وای اینا چی میگن؟؟؟؟‌
جیمین: چیشده بورا؟
بورا: بچه ها برین تو اتاق همتون یواش
ببین جیمین ا.ت توهم گوش کن بابامون جیمین.....
.....
تیمام🙂شرط کنسل شد چون هیچی نمیاد ذهنم🙂
ببخشید دیر گذاشتم امتحان داشتم🤍
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴ (سرنوشت)

همسر غیره منتظره

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

عشق خیانت انتقام

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط