پارت دوم ( شورت پارت ) _ دنیای عجیب
بعد از 20 دقیقه رانندگی به شرکت رسیدم. مثل همیشه تمام کارکنان بهم احترام گذاشتند و چند نفری هم چاپلوسی کردند. مثل همیشه با لبخندی جواب تک تکشان را دادم. وقتی وارد دفترم شدم. لبخندی عمیق زدم. میزی که بر خلاف تم طوسی رنگ اتاق قهوه ای روشن مایل به زرد بود. روبه رویش میز کنرافس با صندلی مشکی و روپوش طوسی و میزی به رنگ طوسی روشن. فرش کوچکی برای تزئین کف اتاق با گل ها و نقش های طوسی و سفید ، پرده ای از ترکیب طوسی طلایی و پنجره ای بزرگی با نرده های مشکی. نزدیک به میز کارم چند مبل بود که برای مهمان ها بود. رنگ هایشان ترکیبی از طوسی روشن و مشکی و میزی شیشه ای دایره شکلی به رنگ مشکی بین آنها و البته جاجیم مشکی زیر آن میز! تمام این وسایل را وقتی این ساختمان هنوز جاهای دیگرش درحال ساخت بود خریدم و داخلش گذاشتم. جز میز کارم! آن میز در اصل میز کامپیوتری بود که در خانه ای پدری ام داشتم. آن را آنقدری دوست داشتم که روزی با تمام نفرتم غلبه کردم و آن را از والدینم تقاضا کردم. آرام پشت میز نشستم. نگاهم به چراغ مطالعه ای سفیدم افتاد که چراغش شکسته بود. آه ، البته دیروز دعوایی بین سهامداران شد و یکی شان به چراغ خورد آن را انداخت که باعث شد لامپش بشکند.
- ۴.۶k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط