{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمان: آراگل

نام رمان: آراگل

نویسنده: ص.قدیری
ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : ۳۴۰
خلاصه:
داستان در مورد دختر یه بنام آلاگل!دختری مغرور و لجباز…که یه قسمتی از زندگیش رو دل داده کسی
میشه که نباید بشه….

بخشی از رمان:

ساعت آخر بود.انتظار شنیدن زنگ خونه رو داشتم که شیما آروم صدام زد:

_آلا؟؟
سرمو گذاشتم روی میز…
_جانم شیما؟

_میگم …چیزه.رابطه ات ..با عرفان به کجا رسید؟
از فکراینکه شیماباز هم میخواد نصیحتم کنه،انگار کسی رو اعصابم یورتمه میرفت!
حرصی سرمو از رو میز بلند کردم و گفتم:

_چیه شیما؟نکنه فقط منتظر شنیدن خبر کات کردن منو عرفانی؟؟
آروم سرشو از رو میز بلند کرد و با انگشتای ظریفش بازی کرد و بعد کمی مکث
گفت:

_راستش آره! آلا ..عرفان از تو نیست ..ازهیچکدوم ما نیست!
خواستم مانع ادامه نصیحتاش بشم که گفت:_آلاگل …خواهری!فقط این بار به حرفم گوش
کن.خواهش میکنم.فقط گوش و کن خوب بهش فکرکن.
تو غد و یه دنده ای اگه..خدایی نکرده این پسره یه بالیی سرت بیاره میدونی چی
میشه؟میشکنی آلا …میشکنی!مگه چندسالته؟!۱۱سالت که بیشتر نیس…تو که نمیخوای
تو این سن داغون بشی ؟!..اصال چرا هیچوقت نمیخوای یه قرار با ساره بذاری و حرفاشو
گوش کنی؟


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%84%d8%a7%da%af%d9%84-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

کپشنننن گلیااا:)))عروسک من😈🔞پارت هفتاد و پنج لباشو نزدیک به ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_12ویو میراچشمم به کسی افت...

.....//برده ی زیبا//......

Crimson silence (p15)

سناریو ایزانا

#دختر_قمار_بازSeason : ²Part : ⁴²ویو اِلا___صدام…کم‌کم توی ج...

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅پارت 71 [ شروعی دیگر 🖤✨ ]#دیانا🎀دیگر ط...

انتخاب خواستنی پارت 20

من دوستت دارم دیونه #پارت۶۴ #-حالا یه تعریف کردی چراپسش میگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط