{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پر از گلایه و دردم، پر از پریشانی

پر از گلایه و دردم، پر از پریشانی
پر از نوشتن شعری که تو نمی‌خوانی

دلم گرفته از این غصه‌های از سر هیچ
دلم گرفته از این بغضهای طوفانی

دلم گرفته از این حرفهای تکراری
از این "به من چه"، "برو بی خیال"، "خود دانی!"

از اینکه می‌رسی از راه و می‌روی ناگاه
فقط به نیّت اینکه مرا برنجانی

از اینکه آخر هر بار درد دل کردن
رسیده‌ام به پریشانی و پشیمانی

دلم گرفته و امشب دوباره تنهایی
و باز شعر جدیدی که تو نمی‌خوانی
دیدگاه ها (۶۳)

هوای سینه ام تنگ است، برگرد،نفس بی رنگِ بی رنگ است، برگرد......

طبیبی ناخوش احوالم ،حبیبم گشته بیمارمبه شوق عافیت عمری دراین...

تا زمانی که تو هستی غزلم جان دارد شعر من با تو فقط شور فراو...

نامه ای با اشک چشمانم نوشتم ، خوانده ای؟من هنوزم یاد تو هستم...

دلم گرفته از این روزگار بحرانی دلم گرفته خدايا نگو نمي دانيز...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

کجا ....همه چیز از آنجا شروع شد ...

دلتنگی..جدایی..

قسمت ۷

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط