شروع

سناریو کت نپ و آری
پارت ۱
ویو::آری
صبح بلند شدم و پاپی پلی تایم بازی میکردم
پدرم اومد و گفت:دخترم؟
آری:بله
پدرم:قراره خونمون رو عوض کنیم و فردا راه میوفتیم
آری: باشه
پدرم رفت و من دوباره خوابیدم تا فردا
فردا بیدار شدم و یه لباس سیاه با یه دامن کوتاه پوشیدم
سوار ماشین شدم و یه آهنگ گذاشتم برا خودم
تا به دعوای مامان و بابام گوش ندم
وقتی رسیدیم من متوجه کارخونه کنار خونه شدم و تعجب کردم
آری:کارخونه پاپی پلی تایم
خر ذوق شده بودم و تصمیم گرفتم شب
برم اونجا تا نگاه بکنم

ویو:شب
بیدار شدم و سمط کارخونه رفتم به امید سالم بودنش
وارد کارخونه شدم همه جا نابود شده بود
یه اتاق دیدم وقتی واردش شدم شبیه پارک بود و همه جا سالم بود یهو متوجه چند نگاه شدم
کمی ترسیم ولی به راهم ادامه دادم
تو پارک یه خونه دیدم کمی نگاش کردم که متوجه دوتا چشم شدم
با ترس گفتم:تو کی هستی؟
ناگهان به پسر خوشگل مو بنفش باگوش و دم گربه ای دیدم(کت نپ)
گفت:این سوال منه،توکی هستی و چطور وارد شدی؟
آری:من آری هستم و از در وارد شدم.
ناگهان چند نفر دیگه آمدن انگار حیوان نما بودن
گفت:بچه ها چرا اومدین بیرون خطرناکه
یکی از آنها که شبیه سگا(داگ دی) بود گفت:این کیه؟انسانه؟
آری:سلام من آریم و انسانم
پسرمو بنفش گفت:منم کت نپم و انسان نیستم
باورم نمی شد این کت نپه
بقیه رو شناختم کل اونجا رو
آری :پس شمام موجودات خندان هستین
داگ دی:آره
میخواستم یه چیزی بگم که یهو.......
×ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ×
ببخشید اگه بد شد
امیدوارم خوشتون بیاد
دیدگاه ها (۶)

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

جدایی

#تپش.قلب.من Part 3هانا:رزی لطفا یه کاری بکن من بدون تو نمیتو...

پارت سوم

چند پارتی تهیونگ 🥺🤍✨وقتی دابمسش گرفتی ولی...ویو منن 😌ناگهان ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

The unwanted roommate ___________________________ویو پارک یو...

پارت ۳۲

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط